الف است ( مانند كتاب قاسم كه حرف قاف حرف استعلاء است مانع از امالهء الف است كه در كلمهء كتاب موجود است ) .
911
و قد امالوا لتناسب بلا * داع سواه كعمادا و تلا
استيناف ، حرف تحقيق ، فعل و فاعل ، دو جار و مجرور بعدى متعلق به ماضى ، مضاف و مضاف اليه صفت براى داع ، كاف حرف جرّ و قول محذوف مجرور آن الخ ، مفعول قول محذوف ، عطف به عمادا .
اماله كردهاند الف را ، به خاطر تناسب ، بدون سببى غير از تناسب ، مثل عمادا و مثل تلا .
912
و لا تمل ما لم ينل تمكّنا * دون سماع غيرها و غيرنا
فعل نهى و فاعل ، موصول مفعول ، فعل جحد و فاعل جمله صله ، مفعول ، ظرف متعلق به نهى ، مضاف اليه ، حال ، لفظ ضمير مؤنث مضاف اليه ، عطف به غير ، ضمير متكلم مضاف اليه .
اماله نكن الف را از آن اسمى كه داده نشده به آن ، تمكن ( يعنى مبنى است ) بدون سماع از عرب ، غير از « هاء » و غير از « نا » ( كه امالهء الف در آن دو جايز است ) .
913
و الفتح قبل كسر راء في طرف * امل كللايسرمل تكف الكلف
عطف ، مفعول مقدم ، ظرف متعلق به امل ، مضاف اليه ، مضاف اليه ، متعلق به محذوف صفت راء ، فعل امر و فاعل ، كاف حرف جرّ و قول محذوف مجرور آن الخ ، متعلق به مل ، فعل امر و فاعل ، مضارع مجهول و مجزوم در جواب امر و نايب فاعل ، مفعول دوم .
و فتحه را قبل از كسرهء رائى كه در آخر كلمه است ، اماله كن مثل ( سين در ) للأيسر مل تكف الكلف ( به سمت چپ ميل كن تا بازداشته شوى سختى را ) .
914
كذا الّذي تليه ها التّانيث في * وقف اذا ما كان ، غير الف