تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ألفية ابن مالك ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١

2 - معنوى :

اين‌كه يك اسم متضمّن معناى حرف باشد ، مثل متى كه متضمّن معناى ان شرطيه است .

3 - استعمالى :

اين‌كه يك اسم همچون حروف استعمال شود مثلا عمل كند ولى معمول واقع نشود ، مانند اسماء افعال

4 - افتقارى :

اين‌كه يك اسم همچون حروف ، در افادهء معنا محتاج جمله باشد ، مانند موصول .

[ مبنى بودن افعال و حروف ]

اصل در افعال مبنى بودن است ، در اين ميان فعل مضارع ( مگر در دو مورد ) معرب است . افعال مبنى 1 - فعل امر 2 - فعل ماضى 3 - فعل مضارع جمع مؤنث و متصل به نون تأكيد مباشر همهء حروف مبنى هستند . 1 - رفع 2 - نصب اين دو اعراب هم در اسم و هم در فعل وجود دارند . 3 - جرّ - اين اعراب اختصاص به اسم دارد . 4 - جزم - اين اعراب اختصاص به فعل دارد .

اعراب

1 - اصلى :

آن است كه رفع آن به ضمّه ، نصب آن به فتحه ، جرّ آن به كسره و جزم آن به سكون باشد .

2 - نيابتى :

آن است كه چيزى جانشين ضمّه ( مثلا واو ) ، فتحه ( مثلا الف ) ، كسره ( مثلا ياء ) و سكون ( مثلا حذف ) شود .

اسماء ستّه :

ذو ، فم ، اب ، اخ ، حم ، هن

اعراب اسماء ستّه :

رفع به واو ، نصب به الف و جرّ آنها به يا است .

شرط اين اعراب :

1 - مفرد باشند 2 - تصغير نشده باشند 3 - اضافه به غير ياء متكلم شده باشند .
ألفية ابن مالك ( فارسى ) — صفحة 31 | محمد بن عبد الله ( ابن مالك ) / على آل بويه