2 - معنوى :
اينكه يك اسم متضمّن معناى حرف باشد ، مثل متى كه متضمّن معناى ان شرطيه است .
3 - استعمالى :
اينكه يك اسم همچون حروف استعمال شود مثلا عمل كند ولى معمول واقع نشود ، مانند اسماء افعال
4 - افتقارى :
اينكه يك اسم همچون حروف ، در افادهء معنا محتاج جمله باشد ، مانند موصول .
[ مبنى بودن افعال و حروف ]
اصل در افعال مبنى بودن است ، در اين ميان فعل مضارع ( مگر در دو مورد ) معرب است .
افعال مبنى 1 - فعل امر
2 - فعل ماضى
3 - فعل مضارع جمع مؤنث و متصل به نون تأكيد مباشر
همهء حروف مبنى هستند .
1 - رفع
2 - نصب
اين دو اعراب هم در اسم و هم در فعل وجود دارند .
3 - جرّ - اين اعراب اختصاص به اسم دارد .
4 - جزم - اين اعراب اختصاص به فعل دارد .
اعراب
1 - اصلى :
آن است كه رفع آن به ضمّه ، نصب آن به فتحه ، جرّ آن به كسره و جزم آن به سكون باشد .
2 - نيابتى :
آن است كه چيزى جانشين ضمّه ( مثلا واو ) ، فتحه ( مثلا الف ) ، كسره ( مثلا ياء ) و سكون ( مثلا حذف ) شود .
اسماء ستّه :
ذو ، فم ، اب ، اخ ، حم ، هن
اعراب اسماء ستّه :
رفع به واو ، نصب به الف و جرّ آنها به يا است .
شرط اين اعراب :
1 - مفرد باشند 2 - تصغير نشده باشند 3 - اضافه به غير ياء متكلم شده باشند .