اسم معرب
[ اسم ] معتلّ
مقصور : اسمى كه آخر آن الف لازمه هست ، مانند مصطفى .
منقوص : اسمى كه آخر آن ياء لازمهء ماقبل مكسور دارد ، مانند قاضى .
صحيح : اسمى كه آخر آن الف يا ياء لازمه نداشته باشد ، مانند كتاب .
اعراب اسم مقصور : به تقدير حركات ( ضمّه ، فتحه ، كسره ) است .
اعراب اسم منقوص : رفع و جرّ آن به ضمه و كسرهء مقدّر و نصب آن به فتحهء ظاهر است .
فعل معتلّ
1 - معتلّ به الف : مانند يخشى كه رفع و نصب آن به تقدير ضمّه و فتحه و نيز جزم آن به حذف لام الفعل است .
2 - معتلّ به واو : مانند يدعو كه رفع آن به تقدير ضمّه ، نصب آن به فتحهء ظاهر و جزم آن به حذف لام الفعل است .
3 - معتلّ به ياء : مانند يبكى كه رفع آن به تقدير ضمّه ، نصب آن به فتحهء ظاهر و جزم آن به حذف لام الفعل است .
[ باب ] النكرة و المعرفة
52
نكرة قابل ال مؤثّرا * او واقع موقع ما قد ذكرا
مبتداء ، مضاف و مضاف اليه خبر ، حال براى ال ، عاطفه ، عطف به قابل ، مفعولفيه ظرف مكان براى واقع ، اسم موصول مضاف اليه ، حرف تحقيق ، ماضى مجهول ضمير در آن نائب فاعل جمله صلهء موصول ، الف اطلاق .