مضاف و مضاف اليه مرفوع تأكيد معنوى نائب فاعل جملهء فعليّه محلا مرفوع خبر مبتداى دوّم و سپس اين جملهء اسميه محلا مرفوع خبر براى مبتداى اوّل ، عاطفه ، مبتداء ، موصول خبر ، حرف تحقيق ، ماضى مجهول و نائب فاعل ، الف اطلاق جمله صلهء موصول .
پس اوّلى ( مصطفى ) تمامى اعراب در آن در تقدير گرفته شده است و آن همان است كه مقصور ناميده مىشود ، يعنى اعرابهاى رفعى و جرّى و نصبى آن به ضمه ، كسره و فتحه مقدّر است .
48
و الثّانى منقوص و نصبه ظهر * و رفعه ينوى كذا ايضا يجرّ
عاطفه ، مبتدا ، خبر ، عاطفه ، مضاف و مضاف اليه مبتداء ، فعل و فاعل جمله خبر مبتدا ، عاطفه ، مضاف و مضاف اليه مبتداء ، مضارع مجهول و نائب فاعل جمله خبر مبتداء ، جار و مجرور متعلّق به يجرّ ، مفعول مطلق فعل محذوف ، مضارع مجهول و نائب فاعل
و دوّمى ( مرتقى ) منقوص است نصب آن ( به وسيلهء فتحه ) ظاهر است و رفع آن در نيّت گرفته مىشود ( به ضمهء مقدّره است ) و همينطور هم جرّ داده مىشود ( يعنى جرّ آن به كسرهء مقدّره است ) .
49
و اىّ فعل آخر منه الف * او واو او ياء فمعتلا عرف
استيناف ، اسم شرط مضاف و مضاف اليه مرفوع مبتداء ، مبتدا ، متعلّق به عامل مقدّر صفت براى آخر ، خبر براى آخر اين جمله مفسّره و خبر است براى ضمير در كان محذوف كه فعل شرط است ، عطف به الف ، عطف به الف ، فاء جواب شرط ، حال مقدّم براى ضمير در عرف ، ماضى مجهول و نائب فاعل ، مجموع فعل شرط و جزاء محلا مرفوع خبر براى اىّ .
و هرفعل مضارعى كه آخر آن الف و يا واو يا ياء باشد ، پس معتلّ شناخته شده است ( نام دارد ) .