تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ألفية ابن مالك ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
نكره اسمى است كه يا خود پذيرندهء ال ( در حالى كه موجب تأثير و معرفه نمودن آن مىشود ) است و يا جانشين اسمى است كه ذكر شد ( پذيرندهء اين ال است ) . 53
و غيره معرفة كهم و ذى * و هند و ابنى و الغلام و الّذى
عاطفه ، مضاف و مضاف اليه مبتداء ، خبر ، متعلّق به عامل مقدّر خبر براى مبتداى محذوف ، عاطفه ، تا آخر مصرع عطف به « هم » است . و غير از اسم نكره ، اسم معرفه است ، آن مانند هم ، ذى ، هند ، ابنى ، الغلام و الذى است . 54
فما لذى غيبة او حضور * كانت و هو سمّ بالضّمير
تفريع ، اسم موصول محلا منصوب مفعول به سمّ ، متعلّق به عامل مقدّر صلهء موصول ، غيبة مضاف اليه ، عاطفه ، عطف به غيبة ، متعلّق به عامل مقدّر خبر براى مبتداى محذوف ، عاطفه ، عطف به انت ، امر حاضر و فاعل ، متعلّق به سمّ مفعول دوّم آن . پس آن اسم معرفه‌اى را كه براى صاحب غيبت و حضور است ، مانند انت و هو ، نامگذارى كن به نام ضمير . 55
و ذو اتّصال منه ما لا يبتدا * و لا يلى الّا اختيارا ابدا
عاطفه و يا استيناف ، مضاف و مضاف اليه مبتداء ، متعلّق به عامل مقدّر صفت مبتداء ، اسم موصول خبر ، مضارع منفى مجهول ضمير در آن نائب فاعل اين جملهء فعليّه صلهء موصول ، است ، عاطفه ، مضارع منفى و فاعل جملهء فعليّه عطف به جملهء صله ، الّا مفعول‌به يلى ، منصوب بنزع خافض ، ظرف زمان متعلّق به يلى . و صاحب اتّصال از آن ضمير ( يعنى ضمير متّصل ) چيزى است كه ابتداء كرده نمىشود به آن ( در آغاز كلام واقع نمىشود ) و هيچ‌گاه در حال اختيار عقب الّا استثنائيه قرار نمىگيرد .