فتحه بده نون جمع و نون آن اسمى را كه ملحق به جمع است . كم است تعداد كسانى كه به كسر آن نطق مىكنند .
40
و نون ما ثنّى و الملحق به * به عكس ذاك استعملوه فانتبه
عاطفه ، مبتداء ، اسم موصول محلا مجرور مضاف اليه ، ماضى مجهول و نائب فاعل جملهء فعليّه محلّى از اعراب ندارد صلهء موصول ، عطف به موصول ، متعلّق به الملحق ، متعلّق به استعملوه ، ذا محلا مجرور مضاف اليه ، كاف حرف خطاب ، فعل و فاعل و مفعول جملهء فعليّه محلا مرفوع خبر مبتداء ، فاء زائده ، فعل امر و فاعل جملهء مستأنفه .
و نون آن اسمى كه تثنيه بسته شده است و نون هراسمى كه ملحق به تثنيه است ، بر عكس نون جمع استعمال كردهاند آن را ، پس آگاه باش ( يعنى نون تثنيه را كسره دادهاند )
41
و ما بتاء و الف قد جمعا * يكسر فى الجرّ و فى النّصب معا
استيناف ، موصول مبتداء ، متعلّق به جمع ، عطف به تاء ، حرف تحقيق ، ماضى مجهول و الف اطلاق و نائب فاعل اين جملهء فعليّه محلّى از اعراب ندارد صلهء موصول ، مضارع مجهول و نائب فاعل جملهء فعليّه خبر ، متعلق به يكسر ، عطف به فى الجّر ، معا ظرف متعلّق به عامل مقدّر حال .
آن اسمى كه به وسيلهء تا و الف ( به تحقيق ) جمع بسته شده است ( يعنى جمع مؤنث سالم ) ، در حالت جرّى و نصبى كسره داده مىشود . « 1 »
42
كذا اولات و الّذى اسما قد جعل * كاذرعات فيه ذا ايضا قبل
هامش
( 1 ) . الف و تاء در اينجا زائد است مانند مسلمات .