مناداى مندوب ) اجتناب مىشود ( از استعمال آن ، يعنى اگر اشتباه شود ، در مناداى مندوب از حرف يا استفاده نمىشود ) .
575
و غير مندوب و مضمر و ما * جا مستغاثا قد يعرّى فاعلما
استيناف ، مضاف و مضاف اليه مبتدا ، عطف به مندوب ، موصول عطف به مندوب ، فعل ماضى و فاعل جمله صله ، حال براى فاعل ، حرف تقليل ، مضارع مجهول و نايب فاعل جمله خبر ، تفريع ، فعل امر و فاعل و الف منقلب از نون تأكيد خفيفه .
مناداى غير مندوب و غير ضمير و غير منادائى كه آمده است به عنوان مستغاث ، گاهى مجرد آورده مىشود از حرف ندا پس بدان البته .
576
و ذاك في اسم الجنس و المشار له * قلّ و من يمنعه فانصر عاذله
عاطفه ، اسم اشاره مبتدا ، متعلّق به قلّ ، مضاف اليه ، عطف به اسم ، متعلّق به المشار ، فعل و فاعل جمله خبر ، عاطفه ، اسم شرط مبتدا ، فعل شرط و فاعل و مفعول ، جزائيه ، فعل امر و فاعل جمله محلا مجزوم جواب شرط ، مضاف و مضاف اليه مفعول .
و آن مناداى مجرد از حرف ندا ، در مناداى اسم جنس ( معيّن يعنى نكرهء مقصوده ) و ( منادائى كه اسم اشاره است يعنى ) منادائى كه اشاره شده به وسيلهء آن ، كم است و هركس كه ممنوع بداند آن را ، پس حمايت كن نكوهشكنندهء او را ( چرا كه جايز است ) .
577
و ابن المعرّف المنادي المفردا * على الّذي في رفعه قد عهدا
استيناف ، فعل امر و فاعل مفعول ، بدل از مفعول ، صفت بدل ، متعلّق به ابن ، متعلّق به عهد ، ضمير غايب مضاف اليه ، حرف تحقيق ، ماضى مجهول و نايب فاعل و الف اطلاق جمله صله .
مبنى كن معرفه را ، مناداى مفرد را ( اعم از اين كه علم و يا نكرهء مقصوده باشد ) ، بر اعرابى كه در ( حالت ) رفع آن ( مفرد معرفه ) شناخته شده .