الف ) بدل اضراب ، حبيبى كوكب قمر .
ب ) بدل غلط ، هذا انسان جمل .
شرط بدل بعض از كلّ و اشتمال اين است كه متّصل به ضمير مبدّلمنه باشند .
اسم ظاهر بدل براى اسم ظاهر ( خواه هردو معرفه و يا هردو نكره و يا مختلفين ) واقع مىشود . اسم ظاهر بدل از ضمير غايب و در بدل كل از كلّ و بعض از كلّ و اشتمال ، بدل از ضمير حاضر ( مخاطب و متكلّم ) واقع مىشود . ضمير بدل از ضمير و اسم ظاهر واقع نمىشود .
اگر مبدلمنه ، از ادات استفهام و يا شرط باشد ، در اين صورت بدل آن ، بعد از همزهء استفهام و ان شرطيه به كار مىرود .
فعل مىتواند به عنوان بدل كلّ از كلّ و بعض از كلّ و نيز بدل مباين ، براى فعل ديگر به كار رود . جمله نيز مىتواند بدل از جمله و يا مفرد واقع شود .
باب نداء
573
و للمنادي النّاء او كالنّاء يا * و اي و آكذا ايا ثمّ هيا
استيناف ، خبر مقدّم ، صفت ، عطف به النّاء ، لفظ « يا » مبتداى مؤخّر ، دو كلمهء بعدى عطف به « يا » ، جار و مجرور متعلّق به محذوف خبر مقدّم ، لفظ « ايا » مبتداى مؤخّر ، عاطفه ، عطف به « ايا » .
براى مناداى دور و يا مثل دور ، ( حروف ) « يا و اى » و « آ » است . همچنين است ( دو حرف ) « ايا » سپس « هيا » .
574
و الهمز للدّاني و وا لمن ندب * او يا و غير وا لدي اللّبس اجتنب
عاطفه ، مبتدا ، خبر ، عاطفه ، مبتدا ، خبر ، ماضى مجهول و نايب فاعل جمله صله ، عطف به « وا » ، مضاف و مضاف اليه مبتدا ، مضاف و مضاف اليه ظرف متعلّق به مابعد ، ماضى مجهول و نايب فاعل جمله خبر .
و همزه براى ( مناداى ) نزديك است و « وا » براى كسى ( منادائى ) است كه مورد ندبه بوده و يا ( حرف ) ياء ( نيز براى مندوب است ) و غير از حرف وا ( يعنى حرف يا ) ، نزد اشتباه ( در