شرط محذوف است .
و چهبسا حذف مىشود همزهء استفهام ، اگر خفاى معنا به وسيلهء حذف همزه ، در مصونيّت باشد ( يعنى معنا روشن باشد ) .
550
و بانقطاع و بمعنى بل وفت * ان تك ممّا قيّدت به خلت
عاطفه ، متعلّق به وفت ، عطف به بانقطاع ، لفظ بل مضاف اليه ، فعل و فاعل ، حرف شرط ، مضارع ناقص مجزوم فعل شرط و ضمير مستتر اسم آن ، متعلّق به خلت ، ماضى مجهول و نايب فاعل جمله صله ، متعلّق به ماقبل ، فعل و فاعل جمله خبر ، جواب شرط محذوف است .
و به انقطاع و به معناى بل ( اضرابيّه ) ، وفا كرده است أم ( منقطعه ) ، اگر از آنچه كه مقيّد شد به آن ( ام متصله كه وقوع آن بعد از همزه تسويه و يا استفهام است ) ، خالى بود . به اين معنا كه اگر حرف عطف أم بعد از همزهء تسويه و يا استفهام واقع نشد ، به معناى بل اضراب و ام منقطعه خواهد بود .
551
خيّر ابح قسّم به او و ابهم * و اشكك و اضراب بها ايضا نمي
فعل امر و فاعل ، دو فعل امر بعدى عطف به خيّر ، متعلّق به يكى از سه فعل امر به نحو تنازع ، دو فعل بعدى نيز عطف به خيّر ، عاطفه ، مبتدا ، متعلّق به اضراب ، مفعول مطلق براى فعل محذوف ، ماضى مجهول و نايب فاعل جمله خبر .
مخيّر كن و مباح كن و تقسيم كن به وسيلهء او و ابهام كن و شك كن و اضراب به وسيلهء او ، همچنين روايت شده است .
552
و ربّما عاقبت الواو اذا * لم يلف ذو النّطق للبس منفذا
عاطفه ، حرف تقليل و ماء كافّه ، فعل و فاعل ، مفعول ، ظرفيه شرطيه ، فعل جحد ، مضاف و مضاف اليه فاعل جمله مضاف اليه اذا ، متعلّق به مابعد ، مفعول فعل جحد و جواب اذا محذوف است .