559
و عود خافض لدي عطف على * ضمير خفض لازما قد جعلا
استيناف ، مضاف و مضاف اليه مبتدا ، مضاف و مضاف اليه ظرف مكان متعلّق به عود ، متعلّق به عطف ، مضاف اليه ، مفعول دوّم مقدم ، حرف تحقيق ، ماضى مجهول و نايب فاعل و الف اطلاق جمله خبر .
تكرار جرّدهنده ، نزد عطف به ضمير مجرور ، به تحقيق قرار داده شده است لازم ( فقال لها و للارض ) .
560
و ليس عندي لازما اذ قد اتى * في النّظم و النّثر الصّحيح مثبتا
عاطفه ، فعل ناقص و اسم ، مضاف و مضاف اليه ظرف متعلّق به لازما ، خبر ادات تعليل كه در اسم و حرف بودن آن اختلاف هست ، حرف تحقيق ، فعل و فاعل ، متعلّق به أتى ، عطف به النظم ، صفت ، حال براى فاعل أتى .
و نيست تكرار جرّدهنده ، نزد من لازم ، زيرا به تحقيق آمده است ( بدون عود خافض ) در شعر و نثر صحيح در حالى كه به اثبات رسيده است .
561
و الفاء قد تحذف مع ما عطفت * و الواو اذ لا لبس و هي انفردت
استيناف ، مبتدا ، حرف تقليل ، مضارع مجهول و نايب فاعل جمله خبر ، ظرف متعلّق به ماقبل ، موصول مضاف اليه ، فعل و فاعل جمله صله ، عاطفه ، مبتداء و كذلك محذوف خبر آن ، ظرف متعلق به تحذف ، نفى جنس ، اسم و موجود محذوف خبر آن ، عاطفه ، مبتداء ، فعل و فاعل جمله خبر .
فاء ( عاطفه ) گاهى حذف مىشود با ( معطوف يعنى با ) آنچه كه عطف داده است آن را و ( حرف عطف ) واو نيز مانند فاء است در وقتى كه هيچ اشتباهى نباشد و واو اختصاص يافته است ( ادامه در بيت بعدى ) .