به ، فعل و فاعل جمله صله .
و آن نعت ، نزد افراد و تذكير و يا غير آن دو ( يعنى تثنيه و جمع مؤنث ) ، مثل فعل است ( كه اگر به ضمير مستتر رفع داد ، متابعت مىكند ولى اگر به ضمير بارز و يا اسم ظاهر رفع داد ، متابعت نمىكند ) پس پيروى كن آنچه را پيروى كردهاند نحاة .
510
و انعت بمشتقّ كصعب و درب * و شبهه كذاوذي و المنتسب
استيناف ، فعل امر و فاعل ، متعلّق به ماقبل ، خبر براى مبتداى محذوف ، عطف به صعب ، مضاف و مضاف اليه عطف به مشتق ، خبر براى مبتداى محذوف ، دو اسم بعدى عطف به ذا .
و نعت بياور به وسيلهء مشتق مثل صعب و درب و ( به وسيلهء اسمى كه ) شبيه مشتقّ است مثل ذا و ذى و ( به وسيلهء ) اسم منسوب اليه ( امثلهء آن در بحث چكيده خواهد آمد ) .
511
و نعتوا بجملة منكّرا * فاعطيت ما اعطيته خبرا
عاطفه ، فعل و فاعل ، متعلّق به ماقبل ، مفعول ، تفريع ، ماضى مجهول و ضمير مستتر نايب فاعل كه در اصل مفعول اوّل است ، موصول مفعول دوّم ، ماضى مجهول و نايب فاعل و مفعول دوّم جمله صله ، حال براى نايب فاعل .
و نعت آوردهاند به وسيلهء جمله براى اسم نكره ، پس داده مىشود به جملهء نعت ، آنچه كه ( مثل ضمير رابط ) داده شده آن چيز را ، در حالى كه آن جمله ، خبر ( بوده ) است ( يعنى جملهء صفتيّه همان احكام جملهء خبريه را دارد ) .
512
و امنع هنا ايقاع ذات الطّلب * و ان اتت فالقول اضمر تصب
عاطفه ، فعل امر و فاعل ، ظرف مكان متعلّق به ماقبل ، مضاف و مضاف اليه مفعول ، مضاف اليه ، عاطفه ، حرف شرط ، فعل ماضى فعل شرط ضمير مستتر فاعل ، جزائيه ، مفعول مقدّم ، فعل امر و فاعل جمله جواب شرط ، مضارع مجزوم ، در جواب امر و ضمير مستتر فاعل .