تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ألفية ابن مالك ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
آن‌كه اسم مفعول است ، متعلّق به مصوغ ، مفعول ، متعلّق به صغ ، عاطفه ، فعل امر و فاعل ، موصول مفعول‌به ، ماضى مجهول و نايب فاعل جمله صله . بساز از فعلى كه ساخته شده از آن ، براى تعجّب ، افعل را براى ( افادهء ) تفضيل و امتناع كن ( ساختن افعل تفضيل را از ) آن چيزى را كه ، امتناع شده ( ساختن صيغهء تعجّب از آن ) . 497
و ما به الى تعجّب وصل * لمانع به الى التّفضيل صل
عاطفه ، موصول مبتداء ، متعلّق به وصل نايب فاعل مقدّم آن ، متعلّق به وصل ، ماضى مجهول و نايب فاعل جمله صله ، هرسه جار و مجرور بعدى متعلّق به وصل ، فعل امر و فاعل جمله خبر . و آن كلماتى كه ( مثل اقلّ ، اكثر ، اشدّ ) به وسيلهء آن ، به سوى تعجّب رسيده مىشد به خاطر وجود مانع ( فقدان شرائط ساختن افعل تفضيل ) ، به وسيلهء آن به سوى تفضيل راه پيدا كن ( مانند هذا اشدّ احمرارا من الدّم ) . 498
و افعل التّفضيل صله ابدا * تقديرا او لفظا به من ان جرّدا
استيناف ، مضاف و مضاف اليه مفعول فعلى كه به روش تفسير محذوف است ، فعل امر و فاعل و مفعول ، جملهء مفسّره ، ظرف زمان متعلّق به صل ، حال ، عطف به تقديرا ، متعلّق به صل ، حرف شرط ، ماضى مجهول فعل شرط و ضمير مستتر نايب فاعل و الف اطلاق جواب شرط محذوف است . افعل تفضيل را متّصل كن هميشه ، تقديرا و يا لفظا ، به من اگر مجرد آورده شد ( از ال و اضافه مانند انا اكثر منك مالا ) . 499
و ان لمنكور يضف او جرّدا * الزم تذكيرا و ان يوحّدا
عاطفه ، حرف شرط ، متعلّق به مابعد ، مضارع مجهول مجزوم فعل شرط و ضمير مستتر