5 - مخصوص به مدح و ذمّ ، همان اسمى است كه انشاء مدح و ذمّ متوجّهء آن است .
6 - مخصوص بعد از فاعل به كار مىرود و در افراد و تثنيه و جمع و تذكير و تأنيث ، با فاعل مطابقت دارد ، مانند بئس المرئتان الهندان .
7 - براى مخصوص دو تركيب وجود دارد ، نخست اين كه مبتداى مؤخّر و جملهء ماقبل خبر مقدّم آن باشد ، دوّم اين كه خبر براى مبتداى محذوف باشد .
8 - اگر خود لفظ مخصوص و يا لفظ ديگرى حاكى از آن ، قبلا در كلام ذكر شده باشد ، در اين صورت حذف آن جايز است .
افعال ثلاثى مجرد بر وزن فعل ، مىتوانند براى مدح و ذمّ به كار روند ، مانند علم الرّجل زيد يعنى خوب عالمى است آن مرد ، زيد .
حبّ به معناى نعم است و داراى پنج ويژگى است .
ويژگيهاى حبّ
1 - فاعل آن غالبا اسم اشاره « ذا » است .
2 - مخصوص به مدح پس از « ذا » ذكر مىشود .
3 - گاهى لاء نافيه بر آن داخل مىشود و معناى بئس را پيدا مىكند .
4 - با تغيير صيغههاى مخصوص در افراد و تذكير و غيره ، « ذا » ثابت مىماند .
5 - اگر فاعل آن غير « ذا » باشد ، مىتواند مرفوع و يا مجرور به باء زائده باشد .
6 - اگر فاعل آن غير « ذا » باشد ، مىتوان ضمّهء عين الفعل را به فاء الفعل آن يعنى حرف حاء منتقل نمود .
7 - اگر فاعل آن « ذا » باشد ، فتح فاء الفعل آن واجب است .
باب افعل تفضيل
496
صغ من مصوغ منه للتّعجّب * افعل للتّفضيل و اب اللّذ ابي
فعل امر و فاعل ، متعلّق به صغ . در اصل من فعل مصوغ است ، متعلّق به مصوغ نايب فاعل