امر و فاعل ، مفعول ، متعلق به اجعلنّ ، مفعول اول اجعلنّ ، فعل امر و فاعل و نون تأكيد ثقيله ، مفعول دوم .
و ( جملهء حاليهاى كه با فعل مضارع مثبت شروع شده و ) داراى واو حاليه است ، بعد از آن واو ، در تقدير بگير مبتدائى را و به آن مبتدا ، مضارع را قرار بده حتما مسند ( يعنى مضارع را خبر و مسند براى مبتداى مقدّر بگير ) .
354
و جملة الحال سوى ما قدّما * بواو او بمضمر او بهما
عاطفه ، مبتداء ، مضاف اليه ، منصوب بنا بر استثناء و يا ظرفيت ، موصول اسمى مضاف اليه ، ماضى مجهول و نائب فاعل و الف اطلاق جمله صله ، متعلق به محذوف خبر ، عاطفه ، عطف به بواو عاطفه ، عطف به واو .
و جملهء حاليه غير از آنچه كه گذشت ، ( يعنى غير از جملهء حاليهاى كه با مضارع مثبت شروع مىشود ، كه عبارت باشند از جملهء اسميّهء مثبت ، جملهء اسميّهء منفى ، جملهء فعليّه با مضارع منفى ، جملهء فعليّه با ماضى مثبت و يا منفى ) ، ( ربط داده مىشود ) به وسيلهء واو و يا به وسيلهء ضمير و يا به وسيلهء هردو .
355
و الحال قد يحذف ما فيها عمل * و بعض ما يحذف ذكره ، حظل
استيناف ، مبتداء ، حرف تقليل ، مضارع مجهول ، موصول اسمى ، نائب فاعل جمله خبر ، متعلق به مابعد ، فعل و فاعل جمله صله ، عاطفه ، مبتداى اول ، موصول اسمى مضاف اليه ، مضارع مجهول و نائب فاعل جمله صله ، مضاف و مضافاليه مبتداى دوم ، ماضى مجهول و نائب فاعل جمله خبر براى مبتداى دوم و جملهء خبر براى مبتداى اول .
حال گاهى حذف مىشود ، عاملى كه در آن عمل كرده است و برخى از عاملهاى حال كه حذف مىشود ، حذف آن واجب است يعنى ذكر آن عامل ( در كلام ) ممنوع شده است .