تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ألفية ابن مالك ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
متشكل از دو اسم معرفه باشد ، مانند زيد اخوك عطوفا . در اين صورت تقديم حال بر جمله و وسط قرار گرفتن حال بين مبتداء و خبر جايز نيست . عامل حال در اين‌جا واجب الحذف است . 2 - غير مؤكده : مانند جاء زيد راكبا . جملهء خبريه مىتواند حال واقع شود . كه در اين صورت به ناچار بايد داراى رابطى با ذو الحال باشد . ظرف و جار و مجرور نيز مىتواند حال واقع شود كه در اين صورت متعلّق آنها از افعال عموم و محذوف خواهد بود ، مانند رأيت الهلال بين السّحاب و خرج على قومه فى زينته .

رابطهء جملهء حاليه با ذو الحال

1 - ضمير بدون واو :

الف ) جملهء فعليه با فعل مضارع مثبت و خالى از قد . ب ) جملهء فعليه با فعل مضارع منفى به « لا » و يا « ما » . ج ) جملهء فعليه با فعل ماضى كه قبل و يا بعد از آن « الّا » باشد .

2 - واو : در جملهء فعليه با فعل مضارع مقرون به قد .

3 - ضمير و يا واو و يا هردو :

الف ) جملهء اسميه ب ) جملهء فعليه با فعل مضارع منفى به « لم » . ج ) جملهء فعليّه با فعل مضارع بدون « الّا » . گاهى عامل نصب حال جوازا و يا وجوبا حذف مىشود ، جوازا مانند اين‌كه به مسافر بگويى : راشدا مهديّا كه عامل آن فعل مضارع تسافر است كه محذوف است وجوبا مانند : اقاعدا در حالى كه قد قام الناس كه عامل آن تثبت است .