متشكل از دو اسم معرفه باشد ، مانند زيد اخوك عطوفا .
در اين صورت تقديم حال بر جمله و وسط قرار گرفتن حال بين مبتداء و خبر جايز نيست .
عامل حال در اينجا واجب الحذف است .
2 - غير مؤكده : مانند جاء زيد راكبا .
جملهء خبريه مىتواند حال واقع شود . كه در اين صورت به ناچار بايد داراى رابطى با ذو الحال باشد . ظرف و جار و مجرور نيز مىتواند حال واقع شود كه در اين صورت متعلّق آنها از افعال عموم و محذوف خواهد بود ، مانند رأيت الهلال بين السّحاب و خرج على قومه فى زينته .
رابطهء جملهء حاليه با ذو الحال
1 - ضمير بدون واو :
الف ) جملهء فعليه با فعل مضارع مثبت و خالى از قد .
ب ) جملهء فعليه با فعل مضارع منفى به « لا » و يا « ما » .
ج ) جملهء فعليه با فعل ماضى كه قبل و يا بعد از آن « الّا » باشد .
2 - واو : در جملهء فعليه با فعل مضارع مقرون به قد .
3 - ضمير و يا واو و يا هردو :
الف ) جملهء اسميه
ب ) جملهء فعليه با فعل مضارع منفى به « لم » .
ج ) جملهء فعليّه با فعل مضارع بدون « الّا » .
گاهى عامل نصب حال جوازا و يا وجوبا حذف مىشود ، جوازا مانند اينكه به مسافر بگويى : راشدا مهديّا كه عامل آن فعل مضارع تسافر است كه محذوف است وجوبا مانند : اقاعدا در حالى كه قد قام الناس كه عامل آن تثبت است .