آنچه ديده مىشود ، ظرف و غير ظرف ( يعنى هم به عنوان مفعولفيه و هم غير آن به كار مىرود ) ، آن داراى تصرّف است در عرف نحاة ( يعنى ظرف متصرّف مىگويند ) .
309
و غير ذي التّصرّف الّذي لزم * ظرفيّة او شبهها من الكلم
عاطفه ، مضاف و مضاف اليه مبتداء ، مضاف اليه ، موصول اسمى خبر ، فعل و فاعل جمله صله ، مفعول ، عاطفه ، عطف به مفعول فعل محذوف ، نمىتوان آن را به ظرفيه عطف نمود زيرا از نظر معنا اشتباه خواهد بود ، متعلق به لزم و يا به شبهها و يا متعلق به محذوف حال براى مبتدا .
و ظرف غير متصّرف ، آن ظرفى است كه لازم دارد ظرفيت را ( يعنى هميشه ظرف واقع مىشود ) و يا شبهظرف ( مجرور به حرف ) را از ميان كلمات .
310
و قد ينوب عن مكان مصدر * و ذاك فى ظرف الزّمان يكثر
استيناف ، حرف تقليل ، فعل ، متعلق به ماقبل ، فاعل ، استيناف ، اسم اشاره مبتدا ، حرف خطاب ، متعلق به يكثر ، مضاف اليه ، فعل و فاعل جملهء خبر .
گاهى مىنشيند به جاى ظرف مكان ، مصدر . اين جانشينى در ظرف زمان زياد است .
چكيدهء بحث ظرف :
[ تعريف ] ظرف :
عبارت است از اسم براى زمان و مكان كه نوعا دربردارندهء معناى « فى » است .
عامل نصب ظرف
1 - فعل 2 - شبهفعل
عامل نصب ممكن است در كلام ، ظاهر و يا مقدر باشد .
اعراب ظرف
منصوب : ظرف زمان معيّن و مبهم ، ظرف مكان مبهم و اسم مكانى كه از فعل ساخته مىشود .
مجرور به فى : ظرف مكان معين و محدود ، مانند صلّيت فى المسجد .