و ابن ظفر هم در كتاب ينبوع « 1 » همين نظر قوى را پذيرفته است ، زيرا منكر نسخ تلاوت شده و گفته : اين ( عدم پذيرش نسخ تلاوت ) بدان دليل است كه خبر واحد ، قرآن را اثبات نمىنمايد « 2 » .
و استاد صبحى صالح براى اين نوع از نسخ مثالهائى از قبيل آيه رجم و عشر رضعات و غير آنها آورده است .
ولى ما بايشان مىگوئيم : شما در مورد رواياتى كه در كتب اهل سنت و صحاح نقل شده چه مىگوئيد ؟ اگر اينها خبر واحد هستند همانطور كه خودتان گفتيد و درست هم هست ، بنابراين بايد همه رواياتى كه بخارى و مسلم و سايرين نقل كردهاند باطل بدانيد .
پس اگر آيه رجم باطل باشد مقصر كيست ؟
و همينطور آنچه كه ابو موسى اشعرى و ابن عمر و ابى بن كعب و سايرين نقل كردهاند درست است يا دروغ ؟
بنابراين آيا نقل رواياتى كه قرآن بودن چيزى را ثابت نمىكنند چون خبر واحد هستند توسط صحاح تحريف قرآن محسوب نمىگردد ؟
لذا آقاى خوئى مىفرمايد : قائل شدن به نسخ تلاوت همان اعتقاد به تحريف و كسر كردن آيات قرآن است . و توضيح آن اينست كه نسخ تلاوت ، يا توسط رسول اللّه ( ص ) انجام گرفته ، يا توسط كسى كه پيشوائى امت را پس از او به عهده گرفت ؟
اگر بگوئيد : پيامبر تلاوت را نسخ نمود ، اين ادعائى است كه نياز به اثبات دارد و علماء اسلام همگى اتفاق نظر دارند كه جايز نيست قرآن توسط خبر واحد نسخ شود . و گروهى در كتب اصول و غير آن
هامش
( 1 ) ابن ظفر همان ابو عبد الله بن ظفر است كه در سال 568 وفات يافته و از كتاب ينبوع او قسمتهاى پراكندهاى از نسخه خطى آن در دار الكتب قاهره با شماره 310 تفسير موجود است .
( 2 ) مباحث فى علوم القرآن : ص 265 و 266