برهان پنجم
مصنف در اين دليل اختلافى كه در قرآنهاى صحابه در مورد بعضى از سورهها و آيات وجود دارد ، مورد بررسى قرار مىدهد . روايات اهل سنت را از كتابهاى آنها مثل در المنثور ثعلبى ، طبرى ، اتقان ، كشاف و غيره نقل مىكند و سپس نتيجه مىگيرد كه در قرآن تحريف رخ داده است .
بنابر اين ، در اقامه اين برهان نيز روايات مورد استناد ، عمدتا از اهل سنت است گر چه از شيعه هم رواياتى در مورد اختلاف قرآنها ، وجود دارد .
ولى شايان توجه است كه اين قبيل روايات كه قرائتهاى نادر و انگشت شمارى را به برخى از صحابه نسبت داده يا در مورد وجود آيات و سورههاى ديگر ، سخن مىگويند به حد تواتر نرسيده ، خبر واحد تلقى مىشوند . و با توجه به اينكه بيشتر آنها تكذيب شدهاند ، چيزى را ، جز براى جاعلين آنها ثابت نمىنمايند . و قرآن موجود در دست مسلمانان را كه به تواتر رسيده و بواسطه نقل پياپى ثابت شده است ، مخدوش نمىسازند .
برهان ششم
در اينجا هم ايشان ، به نقل رواياتى از اهل سنت مبادرت مىنمايد ، مبنى بر اينكه قرآن كريم را ابى بن كعب ، به امت اسلامى آموخت . و بعد روايات آنها را در مورد قرآن ابى بن كعب ، نقل مىكند و مىافزايد : كه قرآن او ، بيش از اين قرآنى است كه فعلا در دست مسلمانان است . سپس نتيجه مىگيرد كه قرآن فعلى ، شامل همه آن قرآن ابى بن كعب نيست . و به همين جهت ، تحريف شده است ! البته ، روايات اين باب هم ، بيشتر از اهل سنت است هر چند از طريق