بدون گفتگو فرضيههاى زيادى در اين جا مىتوان مطرح ساخت .
مىتوان اصلاح بعدى را تصور كرد كه براى تخفيف محتواى يأسآور متن اوليه ، وحى بعدى نازل شده است . در هر صورت ، خيلى كم مىتوان احتمال داد كه تغيير يك متن واحد ، معلول سستى و فتورى باشد كه در نقل آن متن پيش آمده است . از همان آغاز بايد چنين قراءتى وجود مىداشت . اگر اين قراءتها تنها به حافظه سپرده شده بود آيا به صورت كنونى تا به حال حفظ شده بود ؟ اين ، خيلى قابل بحث است . زيرا خواهيم ديد كه بندرت و بسيار كم اتفاق مىافتد كه اختلافاتى را كه مىشناسيم چنين تضادى را نشان بدهد . پس ، انسان به اين فكر مىافتد كه اختلافاتى بسيار قديمى ، مقارن عصر اوليه ، بوسيلهء كتابت ايجاد شده است . چون چنين به نظر مىرسد كه تمام آثار اين مصاحف امروز از بين رفته و ديگر از اين مصاحف اثرى باقى نمانده ، بنابراين امكان ندارد كه بتوانيم از فرضيههاى محتاطانه دربارهء كتابت اين مصاحف ، چيزى بيشتر بگوئيم . اگر اساس كار را بر قديمىترين آنها بگذاريم ، مىتوان حدس زد كه اين مصاحف نشان دهندهء يك رسم الخط ( سنت الفبائى ) قديمى هستند ، يعنى رسم الخط مصاحفى كه دربارهاش صحبت مىكنيم . اين مصاحف بنوبهء خود و يا لااقل مصحف ابو بكر ، بايستى محتوى سورههائى مىبودهاند كه به عصر
هامش
به دو صورت مىباشد كه فقط يكى در اينجا انتخاب و نقل شده است .
قراءت منسوب به على بن ابى طالب ( ع ) اين است : « و العصر و نوائب الدهر . ان الا - نسان لفى خسر . و انه فيه الى آخر الدهر . » اما قراءت انتخاب شدهء ابن مسعود اين است : « و العصر لقد خلقنا الانسان لخسر . و انه فيه الى آخر الدهر . الا . . . » و قراءت ديگر ابن مسعود اين است :
و العصر . ان الانسان لفى خسر . و انه لفيه الى آخر الدهر . ( جفرى : 111 و 192 و ابن ابى داود :
55 ) . م .