از شمول اين آيه خارج مىشود . گذشته از آن ، اتفاق علماء نيز بر اين است كه در امر تبليغ رسالت و ابلاغ وحى خللى وارد نيامده و اگر سخنى بوده در ساير موارد است .
اخبارى هم كه حاكى از اين قبيل مفاهيم باشند به علت مخالفت با كتاب ، مردود شمرده خواهند شد . اما در مورد آيات « منسوخ التلاوة » كه ادعاء شده آياتى بوده و بعد تلاوتش نسخ شده ، دليل قانعكنندهاى براى آنها وجود ندارد . آنچه را نلدكه نقل مىكند ( 1 : 54 - 234 ) به واقع هيچكدام از آنها ارزش فقهى و يا كلامى و اعتقادى ندارد . بعضى بسيار مشكوك است و برخى هم درست شناخته شده نيست . مسألهء اصلى بر سر اين است كه اگر اين نسخ مورد ادعاء ( كه آياتى تلاوت مىشده و بعد تلاوت آنها نسخ شده ) مربوط به زمانى پس از زندگى رسول خدا باشد كه خود تنقيص است و به دلايل فراوان باطل . ولى اگر منظور نسخ در زمان و به امر رسول خدا باشد طبيعى است كه يك چنين ادعائى دليل محكم و گواهى قطعى مىخواهد و اخبار متزلزلى كه حاكى از يك چنين مفاهيمى باشد هرگز نمىتواند قابل اعتماد قرار گيرد . زيرا بر فرض محال و اثبات صحت آنها ، هيچگاه خبر واحد نمىتواند قطعيت مسلم قرآنى را جانشين شود . چطور مىشود وقوع نسخ آيات الهى را با خبر واحدى پذيرفت و حال آنكه براى پذيرش آن تواتر مسلم و قطعى مورد نياز است .
البته گاهى هم هست كه تخليطى شده و پارهاى از « احاديث قدسى » مورد چنين ادعاهائى قرار گرفتهاند كه خود كيفيتى ديگر دارند .
خلاصه اينكه ، خداوند خود قرآن را فرو فرستاده و خود نگهبان و نگهدار آن هست . چنان كه فرمود : « انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون » .
سخن در اين زمينه بسيار است و خود در خور كتابها ، اما از آنجا كه روى اين سخن با صاحبدلان و دانايان رموز است و آنها خود واقف امور هستند به همين مختصر اكتفاء مىكند و اميد كه هدايت الهى گمشدگان مناهى را چراغ توفيق فرا راه دارد . بمنه و كرمه .
در پايان خود را وظيفهدار مىداند كه از همهء دانشمندان و دوستان كه سخن گرمشان مايهء دلگرمى و لطف بىدريغشان موجب دلنوازى بود تشكر و أمتنان خود را تقديم دارد . از دوست دانشمندم آقاى دكتر هادى عالم زاده استاد دانشكدهء الهيات
در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 307
مساهمون: رژى بلاشر
ص٣٠٧