اين سورهها به اصطلاح مربوط به ترتيب نزول مىشوند . اينها تقريبا همگى داراى كليهء مشخصاتى هستند كه عوامل بروز شك را نشان - مىدهد . اختلافات ميان آنها شايد نتيجهء نقل شفاهى و يا معلول عدم دقت رونويسان باشد ، ولى بدون تكيه بر روى اين اختلافات ، نمىتوانيم متد و روشى را كه بر آن مبتنى هستند مورد انتقاد قرار دهيم . بار ديگر اين ، روايت است كه در مورد همه چيز تصميم مىگيرد . البته مسلم است كه اين طبقهبندى مجدد ، آثار مربوط به سيرهء رسول خدا ( ص ) و اسباب نزول را در مد نظر قرار خواهد داد . ولى غالب اوقات احساس مىشود كه آن ترتيب نزول ( كرونولوژى ) سورهها به نوبهء خود بر درهمى سيرهء محمد ( ص ) نيز مؤثر بوده است . اينجا با دور و تسلسل روبرو مىشويم .
بدين ترتيب كه قرآن را منبع قرار مىدهيم براى نوشتن « زندگانى » محمد ( ص ) و زندگى او را منبع قرار مىدهيم براى تعيين ترتيب نزول ( كرونولوژى ) .
مضافا كه اگر اين روايات را از نزديك بسنجيم ، در برابر سستى اطلاعاتى كه در اختيار ما مىگذارند حيرتزده مىشويم . همه جا تضاد و تناقض ! در مورد وحىهاى اوليه مطلقا توافق نيست و موضوع جالبتر ترديد دربارهء آخرين متنى است كه پيغامبر ( ص ) دريافت داشته است . « 356 »
هامش
( 356 ) اتقان 33 س 8 ؛ 34 س 6 ؛ مراجعه كنيد : بوهل : دائرة المعارف اسلام 2 : 1138 ب ، تمام اين روايات با اختلافاتى كه دارند به ابن عباس مىرسند ، اين روشن است كه اين تضاد آگهى از آن مىدهد كه بعدها مسائل مختلفى را از ابن عباس نقل كردهاند .
بر حسب يك روايت ديگرى از عثمان بن عطاء - از عطاء - از ابن عباس ، سورهء 77 11 سورهاى است مدنى ؛ در صورتى كه روايت ديگرى از مردويه - از عوفى - از ابن عباس همين سوره گفته شده كه مكى است . مثالهاى بسيار زيادى در اين باره وجود دارد .