براى اينكه مثال مشهورى را ذكر كرده باشيم مىگوئيم كه چه جزئيات خيالانگيزى به عبارت « صراط مستقيم » پيوند خورده كه در آن كلمهء عربى صراط ( كه بدون شك از لاتينى
STRATA
است ) بالاخره معنايش پلى مىشود كه بر روى جهنم افتاده :
پلى باريكتر از تار مو ، تيزتر از لبهء شمشير كه [ روز رستاخيز ] بعضى از روى آن چون برق عبور خواهند كرد و ديگران بهنجار يك اسب . . . عدهء ديگر بهنجار پا و برخى ديگر خميده يا قلاب شده به پل بر حسب وزن گناهانشان . « 340 »
بدون شك اينجا وارد عوالمى ديگر شدهايم . در اين تودهء درهم و برهم چه چيزى مىتوان براى درك صحيح متن بدست آورد ؟ هيچ .
خوشبختانه تفسيرهائى كه دربارهء زبان قرآنى نوشتهاند بدين وضع نيست .
البته نه اينكه اينجا هم همه چيز استحكامى رضايتبخش داشته باشد .
عدم اطلاع مفسران مسلمان از زبانهاى سامى جز عربى ، « 341 » معلومات خيلى محدود آنها از صرف و نحو ، موجب گرديده كه اشتباهات درهمى داشته باشند . استنادى كه در مورد يك لغت نادر به شعر منسوب به دورهء پيش از اسلام مىكنند ، وقتى مىبينيم كه تا چه اندازه جعل در آن راه دارد ، « 342 » مسلما نمىتواند اعتماد ما را جلب كند .
هامش
( 340 ) قمى در مورد سورهء توحيد . از آن هم جالب توجهتر ، زيرا خيلى مشروحتر است ، شرح ابن عربى دربارهء پل جهنم ، فتوحات : 346 پائين صفحه .
( 341 ) همچنين ابو حيان 317 تصور مىكند كه جبرئيل يك نام مركب است .
( 342 ) اتقان 164 - 149 ، يك سلسله جواب از قول ابن عباس براى روشن كردن مفردات قرآن نقل مىكند تمام با شواهد شعر عرب قبل از اسلام . مراجع ديگر را بهبينيد گلدزيهر : .Richt70 ( مذاهب التفسير 90 ) .