در نتيجه مطالعات وسيعى براى روشن كردن اين مبهمات قرآنى به عمل آمده و امروز تشكيل ادبيات خاصى را مىدهد . اين ادبيات در ابتدا با مجموعهء احاديثى مثل صحيح بخارى مخلوط شده و بعد با تفسيرهاى ديگرى در هم مىريزد و بالاخره رسالات مخصوصى « 333 » را تشكيل مىدهد .
مخصوصا رسالات موسوم به « اسباب و شأن نزول » كه مانند اسباب نزول واحدى « 334 » انسان را به فكر مىاندازد كه براى تعيين ترتيب نزول سورهها از آن استفاده كند . شرح حال رسول خدا ( ص ) و تاريخ نخستين نسل اسلامى ، بر پايهء اخبارى تدوين شده بدين ارزش و اعتبار .
چنين به نظر مىرسد كه اشكال اساسى تفسير مبهمات قرآن ، از همان صدر اسلام احساس شده است . شيعيان وجود اين ابهامات را به خصومت خلفاى اوليه و برخى از معاصران محمد ( ص ) با على ( ع ) مستند مىساختند . 265
تسنن نيز قيافهء ابهامآميز پارهاى از آيات را از همان آغاز اسلام نفى نمىكردند و فقط در تكاپوى توضيحى براى آنها هستند . بنابراين عقيده ، اگر در قرآن اشارهء به اشخاص و موارد دقيق تا اين حد كم هست ، بدان جهت است كه خداوند تصريح در اين باره را مفيد ندانسته . خداوند مىخواهد
هامش
( 333 ) بخصوص كه سهيلى در 581 / 1185 وفات يافته ، مراجعه شود : بروكلمن ضميمه 1 : 733 ، و آنهائى كه شمرده شدهاند توسط گلدزيهر ، .Richt295 ، سيوطى خود رسالهاى دربارهء مبهمات قرآن تهيه ديده كه خلاصهاش را در اتقان آورده ( 2 : 177 - 169 ) .
( 334 ) على بن احمد واحدى ، دانشمندى كه اصلا ايرانى بود در عراق 468 / 1075 وفات يافت . بروكلمن ضميمه 1 : 730 ، اسباب النزول او در قاهره چاپ شده 1315 - كتاب ديگرى معروف است از : جعبرى ( متوفاى 732 / 1332 ) بنام ؛ « تقريب المأمول فى ترتيب النزول » ( قاهره 1310 چاپ سنگى ) . تاليف سيوطى « لباب النقول فى اسباب النزول » چندين بار چاپ شده است .