تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
كه مخاصمات ميان مردم تشديد نگردد و بدين ترتيب به سخنان خود قلمروى را بخشيده كه اقتضاء دارد . « 335 » همانطور كه ديده مىشود . تفسير اسلامى از همان آغاز ، ارزش نسبى تفسيرهائى را كه آنقدر عزيز مىدارد معترف است . به علاوه ، اينجا چون همه جاى ديگر ، تعدد تفسيرها پذيرفته شده است و از آن اين نتيجه بدست مىآيد كه يك قسمت واحد قرآن چند تن مختلف از معاصران محمد ( ص ) را شامل مىشود . « 336 » به طور مسلم احساسات شخصى و روحيهء مذهبى بوده كه گمنامان را دنبال كرده است . در يك تهديد و انذار آيهء قرآنى ، مؤمنان پيكانى عليه خصم كشف مىكنند و از يك نكوهش و يا ستايش ، اينان كلامى را كه خطاب به خود آنها و يا دوستان آنهاست استنباط مىنمايند . بدون گفتگو صحيح نيست كه هر گونه اعتبارى را از اين نكات سلب كنيم . غالبا يك حادثهء نسبة مهم ، در عين حال كه موجب نزول وحيى مىشده ، خود حادثه به علت اهميت زيادى كه داشته در حافظه‌ها باقى مىمانده و بدين ترتيب در روايات ضبط مىگرديده است . بنابراين روايات بايد در اينجا مورد نقد قرار گيرند و غالبا اين سنجش بدانجا منجر مىشود كه مطلبى در خبرى مظنون تلقى شود و در روايتى ديگر مورد قبول قرار گيرد . مثلا در اشاره به عايشه در سورهء 107 24 : 11 « آنها
هامش
( 335 ) دلايل اين اقتضاى خدائى شش تاست ؛ اتقان 2 : 170 . ( 336 ) اين مطلب فراوان آمده ، در ميان مثالهاى مختلف مىتوان اشاره كرد . « آن - كه ترا دشمن است » ( سورهء 38 108 ( كوثر ) : 3 ) كه از چهار ( و يا پنج م . ) دشمن مختلف محمد ( ص ) نام آمده . مراجعه كنيد : اتقان 2 : 171 ، 172 ، 174 و مثالهاى ديگر . فخر رازى 3 : 257 داستانهاى زيبائى نقل مىكند از معاصران محمد ( ص ) در سورهء 102 4 : 71 / 69 .