تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
كه بهتان زده‌اند . . . و غيره » « 337 » ولى به نظر مىآيد كه اين مطالب گر چه استثنائى نيستند ، ولى تعدادشان كمتر از آنست كه تفسير اسلامى فكر مىكند . در بسيارى از قسمتها بيهوده است كه فكر كنيم روايات چيزى بيش از يك فرضيهء بدست دهند . همچنين دربارهء آنچه مربوط به محتوا مىشود ، در جائى كه شگفتىها در تفسير اشغال كرده‌اند ، دچار حيرت مىشويم . بدون گفتگو در اينجا بيشتر به مطالبى برخورد مىكنيم كه بيشترش - اگر همهء آن نباشد - منشائى عامى دارند . از هر جا چيزى به چشم مىآيد : سريانى - عربى - عربستان جنوبى - كليمى - مسيحى و حتى يونانى . در اينجا نيز متن قرآنى كه معمولا از لحاظ جزئيات بىپيرايه و خيلى مختصر است موضوع گزافه‌هاى غير قابل تصورى قرار مىگيرد . « 338 » در جريان نقل اين اخبار است كه به نظر مىرسد عناصر جديد تركيبات تازه‌اى بوجود آورده‌اند . « 339 »
هامش
( 337 ) مطلب بر سر اتهامى است به عايشه ، زيادى روايات و اين موضوع كه اين - داستان از دهان خود عايشه نقل شده و او نمىكوشد كه غرابت موقعيت را مخفى كند ، حساسيت جزئيات ، اهميت اتهام ، همهء اينها انسان را به اين فكر مىاندازد كه متن قرآنى به تنظيم اين حادثه مربوط است . دربارهء روايات مراجعه كنيد : بخارى ترجمه 3 : 392 ، اسباب النزول واحدى : 238 ببعد . ( 338 ) عموميت اين سليقهء دربارهء اعجاب‌آورها ديده شود ، گلدزيهر :Richt58 ببعد ( عربى 78 ببعد ) . ( 339 ) مثال ذكر شده در سورهء 55 44 : 9 / 10 ببعد منتظر روزى باش كه آسمان دودى آورد آشكارا . . . در اينجا بعضى از روايات نقل شده توسط طبرى 25 : 60 ببعد ، دنبالهء خود را در بخارى ( ترجمه فرانسه 3 : 440 ببعد ) مىيابد . مثال ديگر طبرى 27 : 10 « سوگند به بيت المعمور » ( سورهء 22 52 : 4 ) است كه براى مفسر رابطه پيدا مىكند با معراج ( سورهء 69 17 اسمرى ) .