تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
تفاسير شده‌اند . در اينكه عناصرى قديمى ( معاصر زمان رسول خدا ( ص ) در اين تفسيرها يافته مىشوند شكى نيست . ولى چه كسى مىتواند بر خويش ببالد كه توانسته با اطمينان كامل در زير تودهء عظيم اين رسوبات ، بقاياى قشر ابتدائى را كشف نمايد ؟ چون نمىتوانيم بدين پرسش گيج كننده پاسخى در خور بدهيم ، پس بهتر كه به روش ديگرى مراجعه كنيم . مواد اوليه‌اى كه بوسيلهء تفسير سنتى گرد آمده ، چنان كه طبرى آنها را بما رسانده بيشتر تكيه‌شان بر معناى ظاهرى آيات قرآنى است . يا بهتر بگوئيم آنها به وضع صورى اين متن يعنى كلمات ، جملات ، جمله‌بندى و محتواى ضمنى و صريح آن تكيه مىكنند . « 328 » ولى ارزش اخبار تفسيرى كه بر حسب موضوع كاربردش هم ضرورى و هم مشكوك است ، براى مورخ فرق دارد . اگر فقط موضوع محتوى در ميان باشد ، تقريبا اين تفسير سنتى امكان نمىدهد كه معناى ابتدائى بدست آيد . از مدتها پيش « طرد بىنام و نشان » « 329 » هم مورد قبول اهل سنت است و هم شيعه . هيچ چيز از نظر صائب اين محققان كاشف دور نمىماند . هيچ ابهامى تاب مقاومت نمىآورد . در قرآن همهء ابهامات روشن مىگردد . اسامى اشخاص ، محلها ،
هامش
( 328 ) طبرى : 30 . مكتبش مفاهيم قرآنى را از نظر تفسير به سه گروه تقسيم مىكند : 1 - قسمتهاى غير قابل درك عقل بشرى كه معانى آنها را فقط خدا مىداند . 2 - قسمت مبهمى كه مىتواند بر پايهء توضيحات روائى كه از شخص پيغمبر رسيده باشد ، روشن گردد . 3 - اشكالاتى از نوع زبان‌شناسى مربوط به دانش علماى علم نحو و صرف و امثال آن است . ( 329 ) لامنس : فاطمه و دختران محمد ( ص ) ( رم 1912 ) ، مقدمه : 7 ، گلدزيهر :Richt، 289 ( دربارهء وضع شيعه ) .