تا چه پايه ضعيف مىنمايد . تمام احتياطاتى كه بايد منظور گردد و دربارهء سنديت روايات و در مورد تضمين صحت نحوهء انتقال آن ( ص 13 ) است .
همانطور كه در فقه و كلام و تاريخ هم بايد اين احتياط را داشت . شايد اين احتياطات با دقت بيشترى بايد مرعى گردند وقتى كه در نظر بگيريم مؤلفى مانند طبرى رواياتى را كه به نهايت مظنون مىباشند يعنى اخبارى نقل شده از سدى و سماك بن حرب « 327 » را نيز جمع آورده است . هرگز نبايد از نظر دور داشت كه اخبارى كه از نظر اصالت تا اين حد متنوع و گوناگونند ، از لحاظ تاريخنگارى نيز به همين پايه تنوع دارند . زيرا اينها موادى هستند كه در ادوار مختلف و پس از نسل نخستين اسلام وارد
هامش
( 327 ) اسماعيل بن عبد الرحمن سدى متوفى حدود 127 / 745 ، همچنين توسط رازى نقل شده 4 : 253 س 12 . عوامل نقل نزد او بطور خالص ريشهء عاميانه دارد .
سماك بن حرب ( قرن 2 / 8 ) از عكرمه و سعيد بن جبير ، بعد از ابن عباس نقل مىكند .
بخصوص كه اينها توسط نويسندگان بىتعصبى در مذهب مثل جاحظ و ابن قتيبه به كار گرفته شده ، او بخصوص در تفسير مظنون است : تاريخ بغداد 9 : 215 .
سدى معروف به سدى كبير و يا اكبر ( در برابر محمد بن مروان از احفادش معروف به سدى صغير يا اصغر ) چون در سده مسجد كوفه مقنعه و سرانداز مىفروخت بدين نام مشهور شد . گرچه ليث و شعبى او را قبول نداشتند . اما نزد ديگران از بزرگان حديث و تفسير است و گفتهاند از اصحاب حضرت سجاد و صادقين ( ع ) بوده ( ريحانة الادب و رجال ممقانى ، ابن سعد 6 :
225 ، بخارى در كبير 1 ، 1 ، 361 و صغير 141 و 142 ، معارف ابن قتيبه 258 ، جرح ابن ابى حاتم 1 ، 1 ، 184 ، اخبار اصفهان ابو نعيم 1 : 204 ، ميزان ذهبى 1 : 93 نجوم الزاهره 1 : 308 ، شذرات 1 : 174 ، اعلام 1 : 313 ) دربارهء سماك اظهار نظر متشتتتر است .
ابن معين و ابو حاتم و عجلى و ابن حبان او را ثقه دانند و ثورى و شعبه و ابن مبارك او را ضعيف مىشمارند و حتى احمد او را « مضطرب الحديث » مىخواند . بهر صورت از بزرگان تابعى اهل كوفه بوده است . متوفاى 123 / 741 ( ابن سعد : 6 : 225 ، تاريخ بغداد 9 : 214 ، ميزان ذهبى 1 : 384 ، بداية ابن كثير 9 : 339 ، شذرات 1 : 161 ، اعلام 3 : 202 . ) م .