صحيح بخارى ( متوفى 256 / 870 ) محتوى فصل مفصلى است كه در آن اطلاعات تفسيرى دربارهء قرآن آمده است . اما در قرن سوم / نهم طبرى « 320 » به نوبهء خود تفسير كتاب خدا را شروع مىكند . او حتى يك قدم هم از انضباط محدثين پا فراتر نگذاشت .
در اين موقع روش تفسير سنتى از مدتها پيش تعيين شده بود . آنچه را كه در قرنهاى بعد انجام مىدهند عبارت خواهد بود از منظم ساختن اصولى كه از چند نسل پيش پايهريزى شده بود « 321 » اين روش در جملهاى خلاصه شده كه مىگويند از دهان پيامبر ( ص ) شنيده شده است : « كسى كه قرآن را به رأى شخص خودش تفسير كند ، هر چند كه درست بگويد باز در اشتباه است » « 322 » طبرى دربارهء معناى اين كلمهء قصار هيچ شكى بجاى نمىگذارد .
او مىگويد : « 323 » « كسى كه به رأى خود به تفسير قرآن بپردازد ، حتى اگر از اين لحاظ به حقيقت هم برسد ، مع الوصف در اشتباه است . بدين علت كه آن را با قضاوت خود سنجيده است . رأى و قضاوت او در حقيقت ، رأى و رفتار كسى نيست كه مطمئن باشد در راه حقيقت است . اين فقط رأى كسى است كه از روى حدس و گمان فرضى مىكند و كسى كه طبق فرض و گمان خود دربارهء مذهب سخن گويد ، چيزى را به خداوند نسبت مىدهد كه خود نمىداند ! »
هامش
( 320 ) ابو جعفر محمد بن جرير ، متولد در آمل در ايران شمالى ، حدود 224 / 839 ؛ به عراق و مصر رفته و 311 / 923 در بغداد درگذشته ؛ پاره : دائرة المعارف اسلام 4 : 607 .
او تفسيرش را در حدود 306 / 918 باتمام رساند . ( اعلام 6 : 294 . )
( 321 ) در مورد شرايط لازم يك تفسير كامل و علومى كه بايد دانست ، مراجعه كنيد : اتقان 2 : 207 - 221 ؛ ابو حيان : 5 حدود پائين صفحه .
( 322 ) با سلسله سندى كه توسط ابن عباس به پيامبر مىرسد در طبرى : 27 پائين صفحه ؛ ابو حيان : 13 س 10 ، نقل شده توسط احمد امين بدون سلسله سند : ضحى الاسلام 2 : 144 مرجع گلدزيهر : .Richt: 62 و طبرى ايضا . در حالى كه چندين سلسله سند ديگر كه آنها هم به پيغمبر ( ص ) ختم مىشوند روايت ديگرى را باز مىگويند كه همين مضمون را در بردارد : « هر كس به رأى خود قرآن را تفسير كند ( روايت : بدون علم ) جاى او در جهنم است » .
( 323 ) طبرى : 27 س 15 ببعد .