اين وضع گرچه بوسيلهء معتزليان محكوم شده و مفسرينى مانند امام فخر رازى جزء اينها به حساب مىآيند ، اما در آخرين تجزيه ، اين تنها شكلى است كه مورد قبول اكثريت است . اين وضعيت هنوز در عصر ابو حيان در آغاز قرن هشتم / چهاردهم مدافعانى داشته . « 324 » تفسير مطلوب عبارت مىشود از جمعآورى و تاليف ، يعنى مؤلف تمام احاديثى را كه جنبهء تفسيرى دارند گرد مىآورد و بدون اينكه تلاشى كند كه ميان آنها سازگارى برقرار سازد ، آنها را كلمه به كلمه و با ذكر سلسله سند و مورد به مورد در كنار هم قرار مىدهد . بدين ترتيب تفسيرها و توضيحات كاملا متناقضى بر روى هم انباشته مىشود و كسى را هم تحريك نمىكند . زيرا هر مسألهاى توسط مقامى رسمى و شناختهشده تضمين گرديده است . اگر اتفاق افتد كه مؤلف ، عقيدهاى شخصى پيش بكشد ، اين عقيده جنبهء شخصى ندارد . اين عقيده بر پايهء استدلال فردى نبوده ، بلكه بر گفتههاى شخصيت - هائى از قبيل ابن عباس ، عكرمه ، مجاهد ، قتاده مبتنى است كه آنها نيز خود به محمد ( ص ) رجوع كردهاند و او ( ص ) نيز بوسيلهء جبرئيل الهام شده است « 325 » تاليف طبرى از اين نوع مىباشد . اصل امكان وجود تفسيرهاى مختلف و گاهى متقابل هم از يك قسمت قرآن كه هر يك از اهل تسنن و معتزليها و عرفاء قبول كردهاند ، نه تنها دليل ضعف و نقصى شمرده نمىشود ، بلكه خود آن دليل بر عظمت قرآن است . « 326 »
نيازى نداريم كه بگوئيم يك چنين تفسيرى براى يكنفر مورخ غربى
هامش
( 324 ) ابو حيان 5 ، مراجعه كنيد يادداشت 293 .
( 325 ) گلدزيهر :Richt62 ببعد . ( مذاهب التفسير : 80 ببعد ) .
( 326 ) گلدزيهر : 84 ، 115 ، 258 .