مسلما بعدها تحت تأثير عوامل مختلفى مثل يهود و نصارا قرار گرفته است . افسانههائى كه بنام او نقل شده ( افسانههائى كه به عنوان تفسير مبهمات قرآن بازگفته شده ) اين را تاييد مىكند . البته در اين مقوله ، نميتوان نفوذ نه خوشنام ( ولى مسلم ) قصهگويان دورهگرد ( قاص ) را به حساب نياورد . گر چه داستانهاى بلهوسانهشان براى متقيان مايهء شرم بود ، ولى اغلب آنها را به ابن عباس نسبت مىدادند . « 317 » بنابراين ، مفسران از آغاز ربع اول قرن دوم / دومين ربع قرن هشتم است كه كار خود را بر پايهء مصالحى مختلط و با يك سنديت مشكوك شروع مىكنند .
اين فعاليت ، همانطور هم كه بايد انتظار داشته باشيم ، با فعاليت قاريان و محدثانى كه مشغول جمعآورى مواد لازم براى تدوين قوانين شرعى و تاريخ صدر اسلام هستند مخلوط مىگردد . در اين زمان است كه مقاتل ( متوفى 150 / 767 ) به كار مىپردازد 296 و پس از او تعداد ديگرى از قبيل وكيع كوفى ( متوفى 196 / 812 ) « 318 » و دو نفر بنام ابن ابى شيبه « 319 » بدان ادامه مىدهند . در اين زمان فعاليت مفسران از كار محدثان محض ، جدائىپذير نيست . برخى از مجموعههاى محدثين مانند
هامش
( 317 ) مراجعه كنيد : آندرياUrsPrung54 ، كه با دلايل درستى او فكر مىكند به وجود مطلعينى ميانه ، بين خطباى عامه و مفسران جدى كه در زير نام شاگردان ابن عباس قرار گرفتهاند . دربارهء « قاص » و نوعى كه در ميان زاهدان جاى گرفتهاند ، مراجعه شود پدرسن :
دائرة المعارف اسلام ( مقالهء مسجد ) 3 : 378 ، و مراجع . شكى نيست چنان كه طعنههاى سخت منسوب به ابن حنبل باز مىگويد ، در قرن دوم هجرى جنجال زيادى وجود داشته است ( در مورد قاص مراجعه شود : مذاهب التفسير : 79 )
( 318 ) وكيع بن جراح ، تفسيرش تاييد شده در الفهرست : 34 س 7 ، و الدر المنثور سيوطى : 3 ، و توسط طبرى هم نقل شده است . ( او از زاهدان دورهء رشيد بود . الاعلام 9 : 135 )
( 319 ) فهرست : 229 س 9 ببعد .