و معتبرترين مرجع تفسير سنتى بشناسيم ، رقابت كند . « 314 » آيا تفسيرى كه به او نسبت داده شده « 315 » واقعا كار خود او است ؟ مسأله اهميت آن را دارد كه از نزديك مورد مطالعه قرار گيرد . واقعيتى كه از هم اكنون مسلم است عبارت از اين است كه ابن عباس هيچ اثر كتبى از خود بجاى نگذاشته است و سخنانش بوسيلهء تعدادى از بردگان آزاد شدهاش از قبيل عكرمه و ابن ابى صالح جمعآورى شده و پس از اينهاست كه به كتابت درآوردن اطلاعات مستند به ابن عباس « 316 » آغاز گرديده است . براى اينكه نظرى شامل و جامع داشته باشيم شايسته است كه هرگز فراموش نكنيم : ابن عباس تنها مقام و مرجع تفسير روائى نيست و در جنب او مقامى كه براى على ( ع )
هامش
( 314 ) او بحر علم و حبر امت و ترجمان قرآن لقب يافت . گلدزيهر :Richt: 65 ( مذاهب التفسير 83 ) شخصيتهاى معاصر ابن عباس نيز اين شهرت را مىشناختند . ابن سعد 2 ( 2 ) 119 ببعد .
( 315 ) تحت عنوان : « تنوير المقياس ، تفسير حبر الامة سيدنا عبد اللّه بن عباس » در حاشيهء الدر المنثور سيوطى ( قاهره 1314 ) چاپ شده كه فقط يك تشريح مفصلى از متن قرآنى و روايت قراءتهاست . و با رواياتى كه طبرى از او نقل مىكند فرق دارد . دربارهء كار مقابله كه ضرورت دارد به گلدزيهر :Richt77 ( المذاهب التفسير : 83 به بعد ) مراجعه شود .
( 316 ) « تنوير » ( ر ك . حاشيهء 315 ) نسخهاى از تفسير ابن عباس است كه توسط ابن ابى صالح بندهء آزاد شده و بعد بوسيلهء كلبى روايت شده است . اما به ياد بياوريم كه كلبى از خود نوشتهاى بجا نگذاشته و اين پسرش بود كه روايات شفاهى او را نقل كرده . بدون شك روايت ابن عباس توسط طبرى خيلى بهتر نقل و حفظ شده است . تابلو زيرا اختلافات سلسله ناقلان را كه به نوبهء خود راوى و قارى هستند ، نشان مىدهد :