« سحر
Su ar
» ( ساحران ، جادوگران ) قراءت كردهاند و ديگران آن را « ساحر
SA ir
» ( جادوگر ) تلفظ مىكنند . « 285 »
مسلم است كه در آخرين مثال و مثالهاى نظير آن ، روايت سرچشمهء زبانشناسى ندارد بلكه مولود استلزامات و يا حد سيات مفهوم متن مىباشد . « 286 » اين درست همانند وضعى است كه در روايات تصادفى و عرضى پيش مىآيد . گاهى اوقات مسائل صرف و نحوى تأثير دارد مانند شمارهء 99 3 : 177 / 181 لقد سمع اللّه . . . سنكتب ما قالوا . . . و نقول . . .
خداوند مسلما شنيده است . . . و او گفته است : « ما ثبت مىكنيم آنچه را كه آنها گفتهاند . . . » « و ما خواهيم گفت . . . » . اين قراءت تمام قاريان جز حمزه است - اما قراءت حمزه اين است :
لقد سمع اللّه . . . سيكتب ما قالوا . . . و يقول . . .
« خداوند مسلما شنيده است . . نوشته خواهد شد آنچه را كه آنها گفتهاند . . . و او خواهد گفت . . . » « 287 »
روشن است كه قراءت منسوب به حمزه ، بر اثر اين علاقه و نگرانى
هامش
( 285 ) دانى ، ايضا 112 ، بيضاوى : 338 . همين اختلاف قابل توجه در سورهء 10 يونس آيهء 2 وجود دارد ، جائى كه كلمهء « لسحر » تلفظ مىشود « لسحر » كه معنى مىدهد :
« [ محمد ( ص ) هست ] محققا يك جادوگر » ، در صورتى كه ابن كثير و كوفيان مىخوانند « لسحر » « [ قرآن هست ] مسلما جادوگرى » . مراجعه كنيد رازى 4 : 529 . دربارهء اختلافات خواندن ملك « مالك ، ملك ، ملك و ملك » و غيره مراجعه كنيد : ابو حيان 2 - 20 ( كه مثال خوبى از دقت در تفسيرهاست ) .
( 286 ) تا كنون در اين باره مثالى داريم ؛ به پاورقى شمارهء 283 مراجعه شود . اما در اينجا مطلب بر سر يك تلفظ محلى و يا لهجهاى بوده كه موجب شده مفسرين و قاريان يك تلفظ خاص را بپذيرند .
( 287 ) دانى : 92 .