نقطهگذارى عدم اطمينانى ايجاد كرده است . ولى اگر هم از عدم اطمينان نتوان يكسره چشم پوشيد ، در اهميت آن هم نبايد اغراق كرد . حتى وقتى مسأله بر سر دوباره خواندن قراءتهاى خيلى بعيد هم باشد ، « 280 » ، اين مسأله ميدان عمل بسيار محدودى دارد و معناى متن فقط از نظر بعضى جزئيات ممكن است فرق كند . با وجود تمام اين حرفها ، مسلم است كه هر ترجمهاى داراى اثرات ترديدآميز مربوط به خود مىباشد .
به همين ترتيب ، فقدان يك علامت خاص براى نماياندن تشديد ، موجب قراءتهاى مختلف شده كه بعضى از آنها بىاهميتند و مىتوان به سكوت برگزار كرد « 281 » و برخى ديگر هم آنقدر ناچيزند كه قابل صرف نظر كردن است . همين تذكر در مورد همزه نيز وارد است . در بسيارى از موارد فقط روايتى مربوط به تلفظ كلمهاى در اختيار داريم كه در قلمرو كار زبانشناس است و براى مفسر چندان جالب توجه نيست . « 282 » در بقيهء
هامش
هستند . اما اين اشتباهات خيلى كم از شباهتهاى با معانى ديگرى كه اعراب گذارى نشدهاند ناشى مىشود . مع ذلك بخاطر بسپاريد در سورهء 93 2 : 261 / 259 « ننشزها ما آنها را جمع خواهيم كرد » ( قراءت كوفيها و ابن عامر ، همچنين طبيعة در مصحف ) . بر عكس ننشرها دوباره آنها را زنده مىكنيم نزد قاريان ديگر به تغييرى كه همراه اين تلفظ دومى است توجه كنيد .
( 280 ) گلدزيهر : . . .Rich4 - 6 ، چندين حالتى را كه مترجم بايد در نظر داشته باشد ، متذكر شده است ، بخصوص براى سورهء شمارهء 93 2 : 51 .
( 281 ) همچنين سورهء 66 : 12 صدقت « او را تصديق كرد » ( مصحف ما ) در مقابل صدقت « او قبول كرد » ( ابى ) ، جفرى 171 ، مراجعه كنيد : قراءتهاى ريشه تزور ( تزاور ) ( سورهء 18 كهف : 16 / 17 ) نزد دانى : 142 . مثالهاى ديگر : ابو حيان 90 ،
( 282 ) تلفظات مختلف جبريل و جبرئيل را در ابوحيان : 317 در پائين و يا « أرجه » در سورهء 7 اعراف : 108 / 111 را در دانى : 111 و بيضاوى 338 ملاحظه كنيد .