به شخص عمر مىرسد ، او تاييد مىكند كه در حيات پيغمبر آيتى قرآنى بدين ترتيب بوده است ( آية الرجم ) « لا ترغبوا عن آبائكم فانه كفر بكم ان ترغبوا عن آبائكم » از پدرانتان روى نگردانيد ، زيرا اعراض نمودن از پدران همسان كفر است .
« اذا زنى الشيخ و الشيخة فارجموهما البتة نكالا من اللّه و اللّه عزيز حكيم . »
اگر پيرمرد و يا پيرزنى زنا كنند البته آنها را سنگسار كنيد ، اين عقوبتى است از سوى پروردگار ، و خداوند عزيز و حكيم است . « 261 »
به آسانى مىتوان مخمصهاى را حدس زد كه مفسران و فقهاء با ملاحظه اختلاف ميان متن روائى و تجويز ضمنى قرآن ، با آن درگير بودهاند .
آيا ما در اينجا مواجه با تخفيفى در مجازاتى خشن هستيم ؟ و يا برعكس مسأله بر سر اين است كه مجازات زانى را كه در قرآن نيامده تشديد نمايند ؟ و ما هرگز اين را نخواهيم دانست . آنچه در هر حال مطمئن به نظر مىرسد اين است كه اين واقعيت ( رجم ) چندين بار اتفاق افتاده بدون اينكه ما بر آن وقوفى بيابيم . « 262 »
هامش
( 261 ) متن بوسيلهء ابن سلامة : 12 و تفاسير مختلفى از جمله فخر الدين رازى 4 : 215 داده شده و نيز ر ك . نلدكه : 248 و مراجع . در بحث فشردهاى هم كه شناخت دربارهء سنديت متن ( دائرة المعارف اسلام مقالهء زنا 4 : 1297 ب ) دارد آن را مقرون به حقيقت نمىداند .
( 262 ) در نلدكه 54 - 234 كه علاوه بر آيهء « رجم » اشارهاى به 11 مورد ديگر - است كه از نظر روايات اهل تسنن منسوخ شده . گاهى متنى از آنها در دسترس هست . ولى همانطور كه اين مسأله ضمن ترجمهاى در حاشيهاى مطرح خواهد شد ، اينها هيچ ارزش عقيدتى و يا فقهى ندارند . بعضى از متون از حيث سنديت مشكوكند و متون ديگر درست شناخته نشده و فقط گاهى اشاراتى به آنها هست .