4 . به رحمت تو اميدواريم .
5 . و از عذاب تو ترسان .
6 . زيرا عذاب تو بر كافران ملحق است .
از اينكه اين دو متن را وحى مستند بدانند شك و ترديد ابراز شده .
البته مسلم است كه با وجود آنكه اين دو متن هر دو بسيار به سورهء فاتحه نزديك هستند ، ولى از حيث فصاحت و سستى اسلوب ميان آنها و فاتحه اختلاف ديده مىشود . البته اينها همه مفاهيمى شكننده و ذهنى هستند و شايد بالاخره حق باشد كه مورخ فكر كند كه اين دعاها بدين جهت در مصحف نيامدهاند كه زوج سورهء حمد بودهاند و شايد هم بوسيلهء ابن مسعود طرد شدهاند بدان دليل كه برخى از مؤمنان معاصر ، آنها را به عنوان وحىهاى الهى نمىشناختند بلكه اينها را همچون دعاهاى شخصى پيغمبر ( ص ) مىدانستهاند و اينها هم چون سورههاى 113 و 114 در مصحف ابن مسعود نبوده است . به زبان ديگر ، در اينجا در برابر متون موسوم به « حديث قدسى » قرار گرفته مىشود كه وجودشان مورد قبول متكلمان و مفسران اسلامى است ولى وحىهائى هستند كه در مصحف جاى نگرفتهاند . ابى آنها را با همان عنوان سورههاى 1 و 113 و 114 مىپذيرفت و مصحف عثمانى نيز اين سه سوره را قبول مىكرد . ولى ابن مسعود هر پنج تا ( سورههاى 1 و 113 و 114 و حفد و خلع ) را رد مىكرد . آيا لازم است كه تذكر داده شود يك چنين فرضيهاى فقط جنبههاى ذهنى و خيالى و جنبههاى غير قابل تصديق مسأله را در بر دارد ؟ . . . از طرف ديگر ، مورخ چگونه مىتواند بطور كلى عواقب ممكن برخى از اين فقدانها را ناديده انگارد ؟
آيهء موسوم به « رجم » نمونهء خوبى از اين لحاظ است . مصحف چنين مجازاتى را به عنوان مكافات زانى پيشبينى نمىكند . مع ذلك بنابر روايتى كه
در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: رژى بلاشر
ص٢١٥