اسلامى ندارند . شكى نيست كه . . . در يك مورد ( سورهء 30 53 ر ك .
19 مكرر و بعد ) به خوبى ديده مىشود كه حذف آيتى از جانب خود پيامبر بوده است . 1
اگر در اروپا هيچكس انتقادات روافض را جدى و محكم نگرفته و تقليداتى از قبيل سورهء النورين را مستند ندانسته ؛ برعكس ، اختلافات موجود ميان مصحف ابن مسعود و ابى و مصحف عثمانى توجه آنها را به خود جلب كرده است . مثلا فاتحه الكتاب ( 46 1 ) در مصحف ابن مسعود و سورههاى 47 و 48 113 و 114 نيز وجود نداشتهاند . در صورتى كه مصحف ابى و شايد هم مصحف ابن عباس ( ص 61 ) علاوه بر 114 سورهء مصحف عثمانى ، دو دعائى را هم كه متن آنها در ذيل داده مىشود ، در بر داشتهاند : « 260 »
هامش
( 1 ) عدهاى از علماى اهل تسنن معتقدند كه آياتى از قرآن بوده كه تلاوتش نسخ شده و بدين جهت در قرآن ضبط نگرديده است . ( ر ك ، يادداشت 262 ) . اگر اين نسخ پس از زمان رسول خدا باشد كه خود تنقيص و يا به عبارت ديگر تحريفى است در كلام خدا و اگر هم منظور نسخ در زمان رسول خدا ( ص ) باشد كه محتاج دليل و گواه قطعى خواهد بود .
اخبار متزلزلى هم كه حاكى از چنين معانيى باشد قابل اعتماد نيست . زيرا هيچگاه خبر واحد نمىتواند قطعيت مسلم قرآنى را جانشين شود . چطور مىتوان وقوع نسخ آيات الهى را با خبر واحدى پذيرفت و حال آنكه براى پذيرش آن تواتر مسلم مورد نياز است ؟ گذشته از آن كه از نظر سنديت مشكوكند در بعضى موارد هم « حديث قدسى » است كه مورد چنين ادعائى قرار مىگيرد . م .
( 260 ) متن اين دو دعاء در الفهرست 27 س 16 و اتقان 82 . هست . ر ك . نلدكه 2 : 34 ( منقول از قبلىها ) با ترجمهء آلمانى .