تذكراتى را پيش مىآورد كه بايستى در اينجا بدون اينكه رنگ مشاجره قلمى به خود بگيرد مطرح شود . « 259 »
در اروپا عدهء زيادى بر اساس شرايطى كه در تدوين مصحف وجود داشته و نيز به پيروى از خبرهاى اسلامى ، نظر خود را دربارهء نتايجى كه گرد آورندگان مصحف عثمانى و ساير مصاحف بدان رسيدهاند ابراز داشتهاند .
به عقيدهء ايشان غير ممكن است كه سوءظنى را كه نسبت به بعضى از كاتبان وحى پيدا شده بود به حساب نياورد و يا نااستوارى رسم الخط مصحف و وضع وسايل كتابت آن زمان را فراموش كرد و مشكل است كه بشود نارسائيهاى روش آنهائى را كه از سوى ابو بكر و عثمان مامور تدوين مصحف آينده بودند از كار آنها منتزع ساخت . همچنين دشوار است كه به عوامل محركهء سياسى كه ابو بكر را وادار ساخت تا يك مصحف شخصى از وحى تهيه كند توجه نكرد . و بعدها همين عوامل موجب شد تا عثمان اين مصحف را از ميان همهء مصاحف ديگر اساس و پايهء كار قرار بدهد . تمام اين عوامل نزد مورخ موجب مىشود كه حالت ترديدى ايجاد نمايد .
حالتى كه حقايق ويژهاى دربارهء عدم تحريف متن قرآنى ، جابجا شدن تعدادى از آيات ، وجود زوائد و بالاخره صورتى عمومى كه مصحف به علت كثرت « قراءتها » به خود گرفته ، در بر دارد .
دربارهء عدم تحريف ، دانشمندان غربى كارى جز تكرار اخبار و روايات
هامش
( 259 ) اين انتقادات غالبا به قلم موير يا لامنس يك آهنگ نيشدار خشن غير مطبوعى دارند و گاهى با روشى خيلى تند مانند روش ويل ( در .Einl، 63 ) تكرار مىشود .
« براى بسيارى [ از سورهها ] . . . ظاهر مىشود كه قسمت بيشتر از دست رفته و يا اينكه عمدا محو گرديده است . » اما در موضوعى بدين حساسى و تا اين اندازه احتمالى صفا و احتياط بيشترى اميد مىرفت .