كه فرق شيعى در برابر تغييرات آيات قرآنى گرفتهاند كاملا فرق مىكند .
در حالى كه امامىها كه تمايلات معتدلانهاى دارند - از تعيين دقيق تعداد و وسعت اين تحريفات خوددارى مىكنند ، افراطيون برعكس قسمتهاى حذف شده و يا تغيير داده شده را با گشادهروئى برمىشمارند .
همانطور كه ملاحظه مىشود ، انتقادات شيعيان جنبهء اعتقادى ندارد بلكه مبتنى بر اصول بديهى و نظرى است كه تاكيدات زيادى براى آن نقل مىشود . اما حتى يك دليل هم آورده نمىشود . البته اين خود مايهء شگفتى است كه چگونه قرآن ، دشمنان اسلام را در مكه و مدينه نام نبرده است .
طبيعى است كه در اين مورد ذهن به طرف اصلاحاتى سوق داده شود .
ولى چطور مىتوان تصور كرد كه هيچگونه نشانهاى از آن در روايات اهل تسنن بجاى نمانده باشد ؟ چرا حذف تمامى وحى « النورين » و حال اينكه كافى بود تنها چند آيهء آن را حذف كنند ؟ چه كسى اين را درك نمىكند كه تا چه اندازه ترتيب مجدد آن قسمتهائى كه نام على ( ع ) از آن حذف شده به ساختمان جمله آسيب مىرساند ؟ . . . در حقيقت نه انتقادات معتزلى و يا خارجى و نه انتقادهاى ( بعضى از ) شيعيان ، هيچكدام نمىتواند عظمت و شكوه ايمانى را كه بدين استحكام در اعتقاد به يك متن مستند از همه لحاظ مستقر شده ، متزلزل سازد .
انتقاداتى كه در اروپا شده
اگر فقط از ديدگاه لغت و تاريخ نگاه كنيم ، وضع كنونى مصحف
هامش
و خرافه بودنش ترديد نمىكند ( بيان 1 : 278 ، ترجمهء بيان 1 : 450 ، دربارهء تفصيل رد تحريف ر ك ، بيان 1 : 278 - 213 و ترجمهء 1 : 450 - 320 بخصوص مجمع البيان طبرسى 1 : 15 . م .