تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
ماهيت داد . بالاخره كلمهء تحريف رايج شد و هر فرقه‌اى آن را با دلايلى مناسب مورد پشتىبانى قرار داد . در ميان متكلمان معتزلى ، برخىها كه به مفهوم يك خداى عادل و مهربان وفادار بودند از قبول اينكه نفرينها و سرزنشهاى قرآن را بر عليه دشمنان شخصى پيامبر ( ص ) وحى الهى بدانند استنكاف ورزيدند . زيرا اين نفرين‌ها را با عظمت وحى سازگار نمىدانستند . « 252 » اين انتقادات موجب مىشود كه ما استنتاج كنيم اينها اضافاتى هستند بشرى در متنى الهى محض . از طرف ديگر ، در قرون وسطى فرقه‌اى از ملحدان خارجى ( معتزلىهاى خوارج ) يعنى عجارده انكار مىكردند كه سورهء يوسف ( 79 12 ) متعلق به قرآن باشد . « مدعى بر اينكه آن سوره داستان ساده‌اى بيش نيست . . و قابل قبول نيست كه داستانى عشقى جزء قرآن باشد » « 253 » فرقهء خارجى ديگر اباضيه ، عثمان را متهم مىكردند كه آيات قرآنى را به منظورهائى كه خوب تعيين نشده تغيير داده است « 254 » همانطورى كه شوالى متذكر شده اين ادعاهاى
هامش
( 252 ) گلدزيهر ؛Dogme: 163 . ر ك . نلدكه 2 : 94 . داستان اشاره به ابى لهب است . روايت هم از خطيب بغدادى است كه فخرالدين رازى در مفاتيح الغيب نقل مىكند . چاپ بولاق 1289 ج 1 ص 268 . العقيدة و الشريعه 194 ، 364 م . . 260 - 207S،Yorlesungen( 253 ) شهرستانى : 95 سطر 14 از پائين . ر ك . گلدزيهرDogme162 ، يادداشت . توجه كنيد كه شهرستانى مأخذ را بدست نمىدهد و تاكيدات را هم به حساب خود نمىگذارد . ابن حزم 2 : 114 خيلى بيشتر احتياط مىكند : « [ خوارج ] مىگويند كه سورهء يوسف جزء قرآن نيست . » ر ك . فرق شيعه ترجمهtheofHeterodoxiesThe،Friedlander33 ، ( 1907 ) 28JAOS،ites،Shi( از ميمونيه هم بازگفته‌اند ، العقيدة و الشريعهء گلدزيهر 4 و 193 ، م . ) ( 254 ) ماسينيون : حلاج 242 يادداشت 7 .