تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
بتواند در ابتداء - بوسيلهء دشمنان اوليهء اسلام - با نثر مسجع و مقفاى كاهنان اشتباه گردد « 250 » ، اين اشتباه نمىتواند بدون جانبدارى ، مدت زيادى مورد قبول قرار گرفته باشد . اولا از نظر زيبائى كلام ، ميان سجع كاهنانى كه به ما رسيده « 251 » ، و نخستين وحىهاى نازل شده بر محمد ( ص ) كه همه به شدت حاد و مملو از معانى است ، هيچگونه وجه مشتركى وجود ندارد . ثانيا به همان نسبت كه تبليغ توسعه مىيابد و غنىتر مىگردد ، اسلوب نيز تبديل مىشود . هر قدر هم اطلاعات ما دربارهء بديهه سرائىهاى كاهنان ناقص باشد ، باز به آسانى مىتوان پذيرفت كه معاصران آن بديهه‌ها از شكل و فرم بىقوارهء آن ، از نظر مقايسه با عظمت برخى از متون وحى شده بر محمد ( ص ) دچار حيرت مىشوند . مثلا نمونه‌اى از آن را در 22 آيهء صدر سورهء و النجم ( 30 53 ) و بخصوص تمامى سورهء قمر ( 50 54 ) كه نشان دهندهء استحكام تركيب 55 آيه يعنى چهار صفحه با فواصل متشابه و واحد است ، به خوبى مىتوان ديد . بالاخره ، خوب است متذكر شويم كه خيلى زود وزن و آهنگ وحىهاى نخستين دورهء مكى از ميان مىرود ، آهنگ فاصله ( قافيه ) در درجهء دوم قرار مىگيرد و مضمون و محتوا بر شكل و فرم پيشى مىگيرد . توصيف اسلوب قرآن كارى است مشكل . همانند كتب مقدس پيامبران ، كتاب مقدس مسلمانان ، تنها نوع خطابى نيست ، بلكه نوع « ادبى وحى » كه بايد به مردم تبليغ گردد نيز مىباشد . « 252 » و از اينجاست اين اوامر ، اين فرمانها ، اين منهيات مكرر قرآن كه در آن خداوند مستقيما به طرفهاى وحى خطاب مىكند !
هامش
( 250 ) ضمنا خاطرنشان سازيم كه طبق بعضى روايات تعداد معدودى نثر مسجع و مقفى به پيامبر ( ص ) نيز منسوب است . ر ك . بخارى ، باب جهاد 2 : 104 س 24 ترجمه فرانسه 2 : 324 . ابن سعد 2 ( 1 ) 53 س 14 ر ك . نلدكه : 40 يادداشت 4 و ساير مراجع . ( 251 ) مراجعه شود به پاورقى صفحه 200 ( 252 ) لدز : تحقيقى دربارهء نبوت بنى اسرائيلRHR( 1922 ) 296 .
در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 202 | رژى بلاشر / محمود راميار