تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
با وجود اينها ، در وحىهائى كه توسط پيامبر ( ص ) دريافت شده ، فصاحت و بلاغت در اوج خود به چشم مىخورد . ابتدا از نظر اسلوب ، بخصوص در وحىهاى مكى است كه ديده مىشود اين اسلوب مقام مهمى را اشغال كرده ؛ از جهت طنين و آهنگ كلمه ، از لحاظ كيفيت افعال و بخصوص اين اسلوب در تعادل و تقارن شرحها خوب به چشم مىآيد . و نيز واقعيت محسوس ديگرى به نظر مىرسد . مثلا در برابر توصيف لذايذ آسمانى ، عموما مشخصات معادلى نيز دربارهء عذابهاى دردناك ، آن را متوازن گردانده است . و بالاخره كاربرد تمثيلات ( كه در حقيقت محدود است ) و داستانهاى مذهبى است . غالبا در اروپا و گاهى از اوقات با كينه - توزى و سرسنگينى زيادى ، از ملالى سخن مىگويند كه تكرار مداوم و بدون تغيير اين افسانه‌هاى پيامبران هود و نوح و موسى و ابراهيم پيش مىآورد . علت اين امر آن است كه ايشان تلاش نكرده‌اند تا خود را در محيط مكه در عصر محمد ( ص ) قرار دهند . تمام اين داستانها در آن زمان معروف بود و مخالفان پيامبر خيلى خوب مىتوانستند با شنيدن آنها ريشخندانه به پيغمبر بگويند : اينها چيزى نيست جز اساطير الاولين . اهميت مطلب بيشتر در نوع جديد به كار بردن آن بوسيلهء قرآن بود . در اين كتاب هر يك از اين داستانها در هر يك از موارد خود تبديل به استدلالى مىشود . گذشته از آينده حكايت مىكند و به همان سان كه معاصران هود و نوح و موسى و ابراهيم ، به استثناى تعدادى مؤمن معدود ، تحت تاثير حقيقت پيغمبرى واقع نشدند و نابود گرديدند ؛ كافران حجاز نيز كورى و كرى خود را در برابر آواى محمد ( ص ) ، به قيمت از دست دادن اموال زمينى و شكنجه‌هاى آينده خواهند پرداخت . از اينجا به خوبى لزوم تكرار
در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 203 | رژى بلاشر / محمود راميار