فرضيهء مولر « 246 » ممكن است در قرآن همانند كتاب مقدس شكل قديمى شعر بنام « قطعه
StroPhe
» را مثلا در سورهء 17 و بويژه در سورههاى شماره 23 16 و شمارهء 58 26 پيدا كرد . بر اساس همين فرضيه بود كه « گاير
R . Geyer
» تصور مىكرد در تعدادى از سورهها و مخصوصا در سورهء 26 78 يك تقسيمبندى قطعهاى يافته است . « 247 » ليكن همانطوريكه نلدكه و شوالى و مونته نشان دادهاند ، حتى در مناسبترين حالات هم نمىتوان موضوع قطعههاى واقعى را به ميان آورد . بيشتر چنين احساس مىشود كه بر حسب ضرورتهاى معانى و بيانى و به منظور استدلال توجيه شده ، شرح و بسطى وجود دارد . هر كدام از اين اجزاء الزاما از حيث طول واقعى برابر با ساير قسمتها نيست و واحدهاى مقفى با طول متغيرى كه دارند ، آن هماهنگى شايستهاى را كه براى تعبيهء قطعهاى لازم است از ميان مىبرد . بدون شك بايستى در برخى از سورهها ، از قبيل سورههاى شماره 58 - 26 و 50 - 54 و 28 - 55 ، به كار بردن يك ( فرمول ) نمونهء تكرارى را مناسب دانست . مع ذلك اين ( فرمول ) نمونهء مكرره در نخستين سوره در فواصل بزرگترى پديد آمده است . به فرض اينكه اين موضوع صحيح باشد و در فواصل بسيار نزديكتر هم پديد مىآمد ، باز تا اين ترتيب به صورت يك نظمى درآيد خيلى راه مانده است . بنابراين وجود شكل شعر قطعهاى بهيچوجه در قرآن مسلم نيست . اين حقيقت به همان اندازه طبيعى است كه
هامش
( 246 )FormursPrunglichenihrerinProPhetenDie( 1896 ،Vienne) مرجع : نولدكه 43 ببعد ، مونته : مقدمه 51 ببعد ( طرح و رد نظريه ) .
( 247 ) .W . ZDansQuransDesStroPhikZurخGeyer. 86 - 265 ، ( 1908 )K . M . XXII