تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آستانه قرآن ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
شده باشد مسلمانان اختلاف نظر دارند . متكلمين مكتب اشعرى اين فكر را مىكوبند ، ولى عده‌اى برعكس آن را با محدوديت مىپذيرند . « 249 » اين امر كه قرآن در دو مورد تكذيب مىكند كه رسول اللّه ( ص ) يك كاهن باشد ( سوره‌هاى 22 52 : 29 و 24 69 : 42 ) نمىبايستى موجب يك تفسيرى تا اين حد خشك و خشن همانند تفسير اسلامى گردد . اين انكار بايستى مسلما فقط در مورد سبك قرآن باشد « 250 » ولى البته اين انكار مىتواند همچنين مربوط به عدم امكان برقرارى هيچ نوع مقايسه‌اى ميان سرزنشها و توبيخهائى بدين شدت و وحيى بدين پايه مهيج ، با پيشگوئىهاى مفلوك و مبتذل كاهنان باشد . بهرحال و با قبول اينكه اسلوب قرآنى
هامش
- 365 ) . طليحه ( طبرى 1897 ، ترجمه مقدمه 1 : 192 ، كامل 2 : 342 - 348 و 3 : 9 - 11 ) . ابن صياد ( صحيح بخارى ، جنائز باب 80 ، صحيح مسلم فتن حديث 86 - 88 و 95 - 97 ، مسند احمد 1 : 380 و 457 و 2 : 148 و 149 و 3 : 82 و 368 و 5 : 40 و 49 . ) ديگر عراف يمامة : رباح بن عجله و عراف نجد : ابلق اسدى ( ترجمه مروج 1 : 527 ، الشعر و الشعراء ابن قتيبه 292 و 396 « ليدن » ، مجالس ثعلبيه 292 ، حيوان اصمعى 6 : 204 ببعد ثمار القلوب ثعالبى : 81 ، بلوغ الارب 3 : 305 ، اغانى 8 : 55 ( مصر ) امالى قالى 158 - 163 ، ترجمهء مقدمه 1 : 204 ح 2 و 4 ) . نكته‌اى كه بايد در اينجا اضافه شود اين است كه روايات فراوانى داريم كه پيامبر اكرم ( ص ) اين سجع كاهنان را نكوهش فرموده و مردم را از آن باز داشته است و متظاهران بدين گونه سخن گفتن را اخوان كاهنان و از جهلهء جاهليت دانسته . آن گاه چطور رواست كه بيان شريف او ( ص ) را بدين نوع سخن متصف ساخت ؟ م . ( 249 ) نام اينها و آنها را در اتقان 2 : 111 ببينيد . ( 250 ) ضمنا خاطرنشان سازيم كه طبق بعضى روايات تعداد معدودى نثر مسجع و مقفى به پيامبر ( ص ) نيز منسوب است . ر ك . بخارى ، باب جهاد 2 : 104 س 24 ترجمه فرانسه 2 : 324 . ابن سعد 2 ( 1 ) 53 س 14 ر ك . نلدكه : 40 يادداشت 4 و ساير مراجع .