ناهماهنگىهاى ديگرى هم هنوز محسوسند . از همان صدر اسلام و نخستين نسل اسلامى ( اگر اخبار را بپذيريم ) تعدادى اغلاط ، هر چند به عنوان اشتباه قابل سرزنش كاتبان ملحوظ گردد ، مع الوصف از راه احترام به رسم الخط قديمى باز همچنان نوشته شده و به همان صورت اوليه ضبط شده است . « 230 » گاهى از اوقات اين پرسش پيش مىآيد ، هر چند كه عاقلانه به نظر نرسد ، آيا در حقيقت مسأله مربوط به تاثير لهجاتى نيست كه بدلايلى نامعلوم از تجديد نظرهاى معاصر خليفه عبد الملك 100 رد شده باشد . بدون گفتگو ، حفظ شكلهائى مانند أصدق
A addaqa
( سورهء 63 : 10 ) « 231 » و يا يذكر
Ya akkaru
( سورهء 3 : 7 فلوگل 5 ) « 232 » و يا در نگهداشت صورتهاى من ما
minm
، ان لا
inl
، الم
illam
به جاى مما
mimm
و الا
ill
و ان لم
inlam
« 233 » ، اثراتى از يك ناهماهنگىهائى بسيار قديمى ، ولى نه مربوط به پيامبر ( ص ) ، وجود دارد .
هامش
( 230 ) در قرآن مجيد 4 : 160 / 162 بجاى المقيمين بايد المقيمون باشد . در 5 : 73 / 69 بجاى الصابئون بايد الصابئين باشد . مرجع ابن ابى داود : 33 ببعد . و روايتهائى كه از عائشه و ديگران در اين باره نقل شده . صورت كامل اين لحنها در نلدكه 3 : 25 ببعد .
( كذا ) .
( 231 ) سه مرتبه در قرآن آمده . شكل كلاسيك آن أتصدقAta addaqa، نيز سه بار آمده است .
( 232 ) چهارده بار . شكل كلاسيك يتذكرYata akkaruزياد به كار رفته است . در قرآن نمونههاى ديگرى هم از تشابه تاء باب پنجم با حرف اول فعل ( فاء الفعل ) وجود دارد ، كه اين حرف اول يكى از حروف ذ يا ز باشد ( هرگاه در باب افتعال فاء الفعل دال يا ذال باشد ، تاء تبديل به دال مىشود . م )
( 233 ) مقنع دانى : 73 ببعد ، صورت قسمتهائى از اين شكلها را داده ، نلدكه 3 : 29 ببعد . أشكال مما و الا و ان لم تنها شكلهاى به كار رفته در قرآن است .