اين اوضاع كه دانشمند غربى بايد اجبارا آن را در مد نظر داشته باشد ، به اختلاف در قراءت قرآن منجر مىشود . در حالى كه براى ماضى فعل مردن مات
ta
M
صورت پذيرفته شده متنا
Mitn
و مت
Mittu
مىباشد ، مع الوصف در دو قسمت متم
Muttum
ديده مىشود ( سورهء 3 : 151 ، 152 ) ؛ چنين به نظر مىرسد كه اين دو تلفظ سرچشمهاى لهجهاى داشته باشند . « 227 » همچنين در حالى كه لغتهائى از قبيل عمر كه معمولا عمر
Umur
خ تلفظ مىشده و اين خود حجازى مىباشد ( ص 184 ) ، گاهى انسان تعجب مىكند كه به ظعن
n
،
a
شكل نجدى و نه ظعن
an
،
a
در متن برخورد مىكند ( سورهء 16 : 82 « 228 » ) . برعكس در مصحف شكل ربوه
Rabwa
هامش
( 227 ) بيضاوى 182 س 7 يك قراءت خ خ متمMittumخ خ براى اين دو قسمت مىآورد . دربارهء اين دو تلفظ مراجعه كنيد : بول ؛ مطالعاتى دربارهء عربها » الجزيره 1944 ) 44 ، 73 ، 134 ، ( 1945 ) ، 102 .
( 228 ) قراءت ظعن فقط به عنوان قراءتى كه به قاريان حجاز و بصره منسوب است وارد مىشود . دانى تيسير 138 ، بيضاوى 523 س 21 ، اين مطلب صورتهائى را با اختصاصات نجدى كه در جاى ديگر نيز آمده تاييد مىنمايد . مثلا سيبويه 2 : 198 س 10 ، طبرى 27 : 97 س 11 از پائين ، حاكى است كه اسامى جمعهa،Jum« آدينه » و ظلماتZulmat« تاريكيها » ابنIbn« پسر » وتدWatd« ميخ » كه در نجد تلفظشان چنين بوده ، ولى در حجاز تلفظشان مىشود . جمعهa،Jumu، ظلماتZulumat، ابنIbin، وتدWatidبا تلفظ صوتى اضافى «AnaPtyxe» در مورد كلمات قرآنى مراجعه كنيد : ولرس 97 ببعد .
گاهى از اوقات در اخبار با مسألهء تعجبآورى برخورد مىكنيم . مثلا كلمهاى با تلفظ صوتى اضافى حجازى كه به قاريان كوفه با سنت نجدى ، نسبت داده شده است . مثلا در سورهء 2 : 265 ( فلوگل 267 ) در مصحف مااكلUkul، ( شكل حجازى با تلفظ صوتى اضافى همانطور كه گفتيم خيلى عادى است ) وجود دارد . در صورتى كه نافع ( مدينه ) و ابن كثير ( مكه )