نخستين وحيها نبوده ، شكى نيست . اما به كار بردن مداوم آن در آغاز سورهها ، موجب گرديد در هر جائى هم كه نبوده است بسمله گذاشته شود .
فقط در آغاز سورهء 115 9 ( توبه ) است كه بعدها از سورهء قبلى جدا شده و بسمله در آن قرار ندارد . اين حقيقت كه قاريان مدينه و بصره و دمشق آن را هرگز به عنوان يك آيه به حساب نياورده و بهنگام نماز آن را خفى مىخواندهاند ، در صورتى كه قراء كوفه و مكه آن را به عنوان يك آيهء مستقل شمرده و در نماز آن را جلى ادامى كردهاند ، اينها همه خاطرهاى از قرار دادن بسمله در آغاز همهء سورهها پس از تدوين كتاب بوده است .
مدت زيادى بحث بر سر بسمله گرمى افروز مجالس قاريان بود و بعد رونقبخش مكاتب مختلف فقهاء گشت .
گاهى از اوقات در آغاز بعضى از سورهها علائم اختصارى سادهاى مىبينيم كه برخى از وقتها مركب از دو سه حرف مىشود . « 192 » اين « فواتح سور » كه بدانها « حروف مقطعه » هم گفته مىشود ديگر به چشم نمىخورند مگر يك بار ( سورهء 51 68 ) ، وراى سورهء 56 50 . جدول صفحه بعد ترتيب فواتح سور را در مصحف نشان مىدهد « 193 » :
هامش
( 192 ) دربارهء اين فواتح و تعابير آن مراجعه كنيد : نولدكه 2 : 68 - 78 و بوئر ، 1 ببعد ، لاث 603 ببعد ، هر شفلدBeit92 ببعد ، گوسنس ، اسلام 13 : 191 ببعد ، بوهل ، دائرة المعارف اسلام 2 : 1131 آ .
( 193 ) رجوع كنيد : بوئر 4 كه طول سورهها را بر حسب قرآن چاپ فلوگل بدست مىدهد . نلدكه 2 : 68 .
بلاشر سورهء 42 شورى را كه با « حم . عسق . » شروع شده و دو آيه به حساب آمده جزء