« دليل سوّمى كه مربوط به اعجاز قرآن مىشود اين است كه : گاهى الفاظ با اختلاف اندكى در شكل ، صلاحيت براى استنباط حكم ، يا تحقيق در زمينهء معنايى را معانى از شريعت را دارد ، از اينرو قراءتها براى فقها در جهت استنباط و اجتهاد حجت و دليل هستند ، و اين امتياز تنها ويژهء قرآن كريم است كه هيچ لغوى و يا اهل بيان قدرت تصوّر آن را ندارد تا چه رسد به اين كه شريعتى را با اين روش بيان كنند .
و لذا مىبينيم كه فقها در استدلالات فقهى مىگويند : حجّت در اين مطلب فلان قراءت است و اين قراءت منافات با قراءت ديگر ندارد ، و چه بسا قراءت ديگر دلالت بر حكم ديگرى كه هيچ گونه منافات با حكمى كه قراءت مورد استشهاد بر آن دلالت مىكند ، ندارد . و در نتيجه آيه با دو قراءت بر دو حكم دلالت مىكند ، و اين خود معجزهء اعجاز است كه نمونهء آن در كلام مردم پيدا نخواهد شد ، امّا در كلام آفريدگار مردم چرا .
در اين جا كلام خود را در زمينهء قراءتها با سخن يكى از صحابه به نام « عبد اللّه بن مسعود » به پايان مىبريم ؛ او مىگويد :
« در مورد قرآن نزاع نكنيد ، چه اين كه در آن تضادى نيست و نابود نمى شود و بر اثر تكرار كهنه نمىشود ، و قرآن شريعت اسلام و حدود و فرايض آن است و اگر يكى از دو قراءت به چيزى امر كند و ديگرى از آن نهى كند ، گرچه در ظاهر اختلاف و تضاد است ولى در واقع جامع دو حكم است و هرگز اختلافى در حدود و فرايض يا قانونى از قوانين اسلام نيست ، و ما گاهى نزد رسول خدا ( ص ) در قراءت با هم نزاع مىكرديم ، پس حضرت دستور مىداد تا آيه را بر او بخوانيم ، بعد به ما اطلاع مىداد كه همهء شما درست و نيكو مى خوانيد ، و اگر كسى از رسول خدا ( ص ) به قرآن آشناتر بود ، هر آينه سراغ او مىرفتم ، تا دانشم افزون شود ، و من هفتاد سوره را از زبان آن حضرت شنيدم و همانطور قراءت كردم ، و مىدانستم كه قرآن در ماه رمضان بر ايشان عرضه مىشود ، تا سال آخر عمر آن حضرت فرا رسيد و قرآن دوباره بر ايشان عرضه شد ، و هر گاه فارغ مىشد بر ايشان مىخواندم ، و حضرت مىفرمود : تو نيكو
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 78
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٧٨