هشدار مىدهد كه بايد پاك و پارسا باشد و به جامعه تذكر مىدهد كه بايد فضيلت بر آن حكمفرما باشد و افراد يكديگر را به كارهاى ناروا و گفتار زشت نسبت ندهند ، زيرا چنين نسبتهايى سبب انجام آن كارها در خارج مىشود .
و صفات رذيله جز در محيطهاى فاسد رشد نمىكنند و فضايل و صفات خوب جز در مكانهاى غير صالح ، از بين نمىروند .
و شايد فساد جامعههاى كنونى ما معلول نسبتهاى ناروا به يكديگر - چه به صراحت و چه به اشاره - باشد ، كه افراد آن را آسان و كوچك مىشمارند ، امّا نزد خدا گناهى بزرگ است . و هيچ جنبش و نيرويى جز به يارى خداوند نيست .
شراب
تاكنون حدود و كيفرهايى را كه براى حفظ جان و مال و نيز حفظ نسل و نگهبانى از ارزشهاى اجتماعى تشريع شده است ، بازگو كرديم ، اينك گناهى را بيان مىكنيم كه عقل را فاسد مىكند و خداوند تعيين اندازهء كيفر آن را به عهدهء پيامبرش واگذار كرده است ، با اين كه جرم آن شبيه قذف و از جنس آن مى باشد ، از اين رو فقيه صحابه أمير المؤمنين على ( ع ) كيفر آن را از كيفر قذف استنباط فرموده است .
در آيات قرآن به ضررهاى شراب و اين كه آن نوشيدنى بدى است ، اشاره شده و انسانها را از نوشيدن آن منع كرده است . و نخستين آيهاى كه اشاره به ناپسندى آن دارد آيهء زير است :
وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِيلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَ رِزْقاً حَسَناً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
« و از ميوههاى نخلها و تاكها مسكرات و روزى نيكو به دست مىآوريد و خردمندان را در اين عبرتى است . » 177
اين آيه در ضمن اشاره به زشتى شراب دارد ، به اين طريق كه مىفهماند شراب فى حدّ ذاته امر پسنديده و خوبى نيست و آن را در مقابل چيزى كه « حسن » و پسنديده مىباشد قرار داده است و طبعا در مقابل امر پسنديده ، امر