پس همانطور كه مرد اگر از زن نفرت پيدا كرد - و زن نيز آن را مورد تأكيد قرار داد - مىتواند زن را طلاق رجعى دهد ، زيرا ممكن است نفرت و بيزارى موقتى باشد كه پس از بين رفتن آن ، شوهر براى رجوع به زن از ديگران سزاوارتر است ، همانطور ممكن است ، بيزارى و جدايى از ناحيهء زن باشد كه ديگر امكان زندگى وجود نداشته باشد ، در چنين صورتى شارع طلاق خلع را تشريع كرده است ( يعنى زن مهر يا مال ديگر خود را به شوهر مىبخشد تا او را طلاق دهد ) و اين گونه طلاق با توافق طرفين و گاهى به حكم قاضى ، - اگر آن دو طرف به سراغ او روند - صورت مىگيرد .
حال چرا خلع در وقتى است كه زن تمايل به ادامهء زندگى نداشته باشد ؟
پاسخ اين است كه : مرد به حكم قرآن مال خود را - كه گاهى هم زياد است و گاهى تمام دارايى اوست - در راه ازدواج خرج و انفاق مىكند ، حال اگر بخواهد زندگى جديدى در عوض زندگى سابق كه بر اثر ناسازگارى زن ، متلاشى شده ، صورت دهد ، بايد اموالى را كه به زن داده يا مقدارى از آن را پس بگيرد .
اين طلاق خلع است كه خداوند سبحان آن را در آيهء زير تشريح فرموده است :
وَ لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً إِلَّا أَنْ يَخافا أَلَّا يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَعْتَدُوها وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
« بر شما حلال نيست كه چيزى را از آنچه به زنها دادهايد پس بگيريد ، مگر اين كه زن و شوهر بيم آن داشته باشند كه حدود خدا را بر پا نكنند ، پس اگر از بر پا نكردن حدود خدا ترسيديد ، باكى نيست بر آن دو كه زن براى خلاصى خود فديه بدهد ، ( و مرد آن را قبول كند و طلاق بدهد ) اين حدود خداست و هر كه از حدود خدا درگذرد ، پس آن گروه ستمكارند » . 134
طلاق تا سه بار جايز است
خداوند تا سه بار طلاق را تشريع كرده است ، خواه از ناحيه مرد به تنهايى