تكليفى الهى است - مى باشد و هيچ امرى در سنّت تشريع نشده است جز اين كه مرجع و ريشهء آن در قرآن وجود دارد ، بنابر اين قرآن كريم كلّى اين شريعت است ، حتّى دانشمندان معتقدند كه هيچ حكم شرعى وجود ندارد مگر اينكه اصل آن در قرآن است و سنّت گرامى پيامبر ( ص ) آن را تبيين و تشريح نموده است .
برخى از ملحدين در اين حقيقت دچار افراط شده و پنداشتهاند كه با وجود قرآن ، نيازى به سنّت نيست ، امّا اين پندارى باطل است ، زيرا سنّت مبيّن و روشنگر قرآن است ، چنان كه خداوند متعال مىفرمايد :
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ
« ما قرآن را به سوى تو فرستاديم تا براى مردم آنچه را كه بر ايشان نازل شده ، تبيين كنى » 74 و نيز مىفرمايد :
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ . . .
« پس نه چنين است سوگند به پروردگار تو كه ايمان نمىآورند تا آن كه در اختلاف خود تو را به داورى كشند . . . » 75
بنابر اين كنار گذاشتن سنّت و بسنده كردن به كتاب خدا يا از روى گمراهى است ، يا از راه فريبكارى و به اشتباه انداختن مردم ، كه گناه و معصيت مى باشد . بلكه اين دو با كمك هم ، احكام شريعت را بيان مىكنند ، و آنچه در كتاب به صورت اجمال آمده است و چه بسا قابل فهم براى ما نباشد ، سنّت آن را توضيح مىدهد .
مثلا خداوند متعال به نماز فرمان مىدهد امّا اركان و شكل آن را ذكر نمى كند ، و بيان آن را به عهده پيامبر ( ص ) واگذار مىكند و آن حضرت با عمل خويش آن را توضيح مىدهد و مىفرمايد :
« صلّوا كما رأيتمونى أصلّى » .
« همان گونه كه من نماز مىخوانم شما نيز بخوانيد . » و اخبار در اين زمينه از آن حضرت فراوان رسيده است ، به طورى كه علم به اركان و كيفيت نماز